به تاريخ دوشنبه 11 شهر صفر المظفر اودئيل 1307
امروز از نيكپى سوار شده قبل از حركت موكب همايون براى اينكه منزل خودم بيايم آمدم در باروق رود ، كنار رودخانهء تركمانچاى است و خالصه بود . دو سه سال قبل حاجى ميرزا على اشرف لشكرنويس كه حالا وزير خمسه است ابتياع كرده است . تا شهر زنجان يك فرسخ و نيم دو فرسخ است . از نيكپى تا آنجا چهار فرسخ است . شصت خانوار رعيت و بيست سى خانوار هم . . . « 1 » رعيت دارد . كدخداى آنجا مشهدى على نور محمد است پسر كدخدا رحيم . از مشهدى مراد على پسر كربلائى حسينعلى تحقيق شد . و انگورهاى خوب دارد . آنجا ناهار صرف شد قدرى راحت كردم . مالهاى كالسكه و غيره راحت شدند . موكب مبارك هم گذشتند . طرف عصر سوار شده به طرف شهر آمديم . چون سركار نواب و الا محمد حسين ميرزاى ميرآخور در منزل آقاى مظفر الدوله بودند و وعدهء مرا هم آنجا داده بودند . درب دروازه . . . « 2 » بودند . من آمدم خانهء آقاى مظفر الدوله كمال پذيرائى كردند . شب را هم آنجا صرف شام شد . و امروز عصر دو تلگراف يكى به تبريز به والدهء ميرزا حسين خان و يكى به طهران به آقاى وقايعنگار نوشته و به تلگرافخانه فرستادم : آمدن خودم به زنجان و توقف دو روزه . و تلگرافها را دادم به عاليجاه آقا رحيم گمركچى كه داروغهء زنجان است برساند .
و اعليحضرت همايونى ارواح العالمين له الفداه با جناب مستطاب آقاى امين السلطان وزير اعظم دام اقباله در باغ بيرون شهر آقاى مظفر الدوله منزل دارند و عملهجات و غيره در شهر هستند .
سهشنبه 12 شهر صفر المظفر اودئيل 1307 توقف در زنجان
امروز صبح زود رفتم حمام پهلوى عمارت آقاى مظفر الدوله . آنجا رنگ و حنا استعمال شد . از چاى و شربتآلات و ميوهجات و غيره از خانهء آقاى مظفر الدوله آوردند . نواب و الا ميرآخور هم آمدند . وقتى من حمام رفتم جناب دبير الملك هم آن
هامش
( 1 ) - كلمهاى شبيه « قره » .
( 2 ) - ناخوانا ، شبيه : همه ايستاده .