تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
عرض راه زيارت كرديم . اظهار مرحمتى فرمودند و استفسار فرمودند كه در اين دو سه ماه چه مىكرديد ؟ حاجى خان عرض كرد در ارومى بودم . و من هم عرض كردم در تبريز متوقف بودم . . . « 1 » در ركاب مبارك آمديم . و اهالى تبريز همه از بالاى بامها و كوچه‌ها ايستاده‌اند . ارامنه و مسلمان و غيره همه شادى مىكردند و خيلى استقبال خوبى كردند . و تشريف آوردند باغ شمال ، آنجا هم مستوفيان و لشكرنويسان و جمعى ديگر بودند در ميان باغ مشرف شدند . و با جناب مستطاب امير نظام مراجعت به منزل كرديم . شب را در اندرون بودم . و آقاى سيف الدين خان پسر مرحوم سردار كل شب را آنها مهمان والدهء ميرزا حسين خان بودند . چند دست تخته‌بازى كردند . شام صرف شد . در ساعت چهار پنج خوابيدم . و امروز كاغذى از سركار اللهقلى ميرزا ايلخانى از طهران نوشته بودند و نوشته بودند نقاهت داشته‌اند و رفع شده است . و يك نفر رعيت از خلخال از كزج « 2 » ده من آمده است و كاغذى آورده است كه مرا مىخواهند سرباز نمايند و حكم مىخواهد كه رفع بشود .

[ پنجشنبه 23 ]

امروز صبح بعد از نماز و ادعيه آقا على آمد لباسى براى من آورد . كاك اللّه آقاى مكرى برادر حمزه آقا و يك نفر ديگر از مكريها اينجا آمدند . و حميد بيك پيشخدمت من كه حالا پيش آقاى سيف الدين خان است پيش من آمدند . معتمد السلطان آقا خان ميرپنج افشار ديدن من آمد و چند نفر مستوفيان بودند : حاجى ميرزا اسحق خان - آقا ميرزا حسن - آقا ميرزا على - امين دفتر - وكيل دفتر . در اين بين فراش آمد كه شما را اعليحضرت همايونى احضار فرموده‌اند . دورشكه آوردند سوار شدم رفتم باغ شمال در منزل جناب مستطاب آقاى امين السلطان وزير اعظم . اين اشخاص هم حاضر بودند و گفتند كه اعليحضرت همايونى مقرر فرموده‌اند كه اينجا باشيد فرمايشى دارند . جناب حاجى ميرزا حسين خان گرانمايه را هم احضار فرموده بودند . او هم آمده بود : جناب مستطاب آقاى امين السلطان وزير اعظم مد ظله ، شيخ الاطباء ، ميرزا محمود خان وزير مختار پطرزبورغ ، جناب نظام العلماء ، و آقاى امين خلوت . خلاصه آنجا ناهار صرف
هامش
( 1 ) - جاى دو سه كلمه سفيد بود . ( 2 ) - در حاشيه امين لشكر به خط خود نوشته : ( كزج واقعه در خلخال است . خالصه بود موافق فرمان در ديوان به ملكيت من مقرر و ابتياع شد ) .