تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

به تاريخ سه‌شنبه 21 شهر محرم الحرام

امروز صبح بعد از اداى نماز و تلاوت ادعيه و قرآن قدرى فاصله جناب حاجى محمد تقى ناظم التجار و شريف العلماء اينجا آمدند . به قدر يك ساعت و نيم اينجا بودند . در فقرهء خواجه سليمان و غيره مذاكره شد . بعد از آن يك ساعت فاصله ناهار آوردند صرف شد . والدهء ميرزا حسين خان و بچه‌ها پيش من ناهار خوردند . قدرى خوابيدم . و كاغذى هم از ميرزا محمد حسين از خلخال رسيده بود كه پنجاه تومان براى دويست تومان محمد خان ناظر فرستاده بودند . و ميرزا يوسف خان هم پيش من نيامد . آقا على و اصغر خان قدرى آنجا بودند . و من بعد از ناهار يك ساعت استراحت كردم و پاشويهء خردل و ضماد خردل دو دفعه به دستور العمل آقا ميرزا على حكيم كردم . و طرف عصر قدرى در اطاق سيد معلم نشستم و اسبها ( ؟ ) را نگاه كردم . و از طرف جناب مجتهد ، آخوند زنجانى پيش من آمد احوال‌پرسى كرد و يك كاغذى از خالصه‌جات طهران را مىخواهند معين شود كه از دولت بگيرند كه گاهى اگر به طهران برود كاه و جوئى داشته باشند . و طرف عصر هم پاشويه كردم و حاجى خان گرانمايه آمد در باب استقبال موكب مبارك مذاكره شد كه ان شاء اللّه فردا تا بالاى رود آجى برويم . و حالا كه يك ساعت از شب گذشته در اندرون هستم تا چه پيش بيايد . و طرف عصر سه فنجان ليموى عمانى و دو فنجان عشبه و بور و مور « 1 » كه به تجويز طبيب بايد بخورم صرف شد .

به تاريخ چهارشنبه 22 شهر محرم الحرام اودئيل

امروز اعليحضرت همايونى روحنا فداه كه از فرنگستان مراجعت فرموده‌اند وارد تبريز مىشوند . صبح را رفتم منزل جناب حاجى ميرزا حسين گرانمايه . منسوبى دارد آنجا مجموعه پلوئى حاضر كرده بودند صرف شد . ميرزا يوسف خان و سيد شوشترى و سيد قصير هم بودند ، بعد از صرف ناهار قدرى استراحت كرديم . طرف عصر چهار ساعت به غروب مانده سوار شديم به عزم استقبال و به زيارت خاكپاى مبارك . از طرف دروازهء شتربان و سرخاب به طرف رود آجى رفتيم . در ميان آبادى كه هنوز به پل آجى نرسيده‌ايم كوكبهء همايونى رسيد . در كوچه پياده شده قبلهء عالم تشريف آوردند . در
هامش
( 1 ) - در صفحات گذشته هم به صورتهاى مختلف نوشته است .