تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
من دير رسيدم كه جناب سيد بحرينى [ روضهء ] شهادت قاسم بود كه مىگفت . بعد از انقضاى روضه رفتم خدمت حضرت و الا اعتضاد السلطنه دامت شوكته . . . « 1 » حضرت و الا وليعهد روحى فداه در اطاق پهلوى تالار « 2 » ، آقاى حاجى صدر الدوله و برادر مرحوم . . . « 3 » كه ملاباشى است با چند نفر ديگر آنجا بودند ناهار حاضر شد صرف شد . خدمت حضرت اعتضاد السلطنه هم رسيديم قدرى نشستم . از آنجا آمدم خانهء حاجى صدر الدوله ، هوا هم خيلى گرم بود . آنجا قدرى خوابيدم و كتاب خواندم . حاجى محمد حسين خان گرانمايه آمد تا يك ساعت و نيم به روز مانده آنجا بوديم . عصرانه و غيره و چاى صرف شد . طرف عصر با دورشكه به طرف منزل آمديم . از پيش روى سربازخانه گذشتم . آقاى عبد الحسين خان پسر جناب مستطاب امير نظام و صاحب منصبان فوج گروسى آنجاها مشغول مشق بودند . او را ديديم و احوالپرسى كرديم . در خانهء آقاى حاجى صدر الدوله كه بوديم فرستادم آقا ميرزا جواد خان پسر جناب حاجى محمود خان ملك الشعراء را آوردند كه حالت مرا ملاحظه نمايند . آمدند ديدند و گفتند . . . « 4 » چند زالو بيندازيد و يدوردپطاسيوم را كه شاهزاده حكيم و كاستلى و غيره گفته‌اند بخوريد ، ولى روزى دو نخود هم برونورديا داخل يدوردپطاسيوم بكنيد يا عليحده بخوريد . از بابت دوغ و ترشىآلات و ميوه‌جات و سرخ كردنيها هم احتراز بكنيد . و خليل را فرستادم در تلگرافخانه پيش ميرزا فتحعلى خان تلگرافچى كه اين جوابها را مطالبه نمايد : اولا بيست و پنج تومان كه به توسط ميرزا امين بايد برسد و دو طغرا قبض بگيرند . ثانيا تلگرافى به وقايع‌نگار زده‌ام از بابت آقا محمد تقى زرگر و سرقليان فيروزج و فقرهء ميرزا رضا قلى و جبّه و شمسه . ثالثا تحقيق تشريف‌فرمائى اعليحضرت همايونى به سر حد ارس . جواب سه فقره را گفته بودند فردا گرفته مىفرستيم .

روز پنجشنبه 16 محرم الحرام اودئيل

امروز صبح بعد از نماز و غيره آقاى بيگلربيگى و حاجى ميرزا حسين خان گرانمايه و مقرب الخاقان ميرزا عبد اللّه خان كدخدا آمدند . و من چون قرار بود با حاجى خان منزل حاجى كلانتر در با [ غميشه ] بروم ، بيگلربيگى و ميرزا عبد اللّه خان را به اتفاق بردم . در
هامش
( 1 ) - جاى يك اسم سفيد است . ( 2 ) - اصل : تارار ( 3 ) - جاى اسم سفيد است . ( 4 ) - جاى سه چهار كلمه سفيد است .
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 184 | ميرزا قهرمان امين لشكر