به تاريخ دوشنبه 13 شهر محرم الحرام اودئيل 1307
امروز صبح رفتم حمام مشير نظام رنگ و حنا استعمال شد و يدوردپطاسيوم و عشبه را در حمام خوردم . نماز صبح به جا آوردم و از حمام بيرون آمدم . در منزل ميرزا يوسف خان آنجا قدرى نشستم . كسى پيش من نبود . سليمان ارمنى و ميرزا . . . « 1 » وكيل بكمزافندى پيش من آمدند . قدرى مشغول حرف و كارهاى متفرقه شدم . و به ميرزا غلامحسين گفتم رقعه به مقرب الخاقان ميرزا عظيم مستوفى بنويسد كه اگر كار ندارد يك ساعتى اينجا بيايد . و ناهارى صرف شد و قدرى خوابيدم و برخاستم منزل رفتم . و حالا كه طرف عصر است نماز ظهر و عصر گزاردم و تنها نشستم . فرستادم عبد اللّه خان بيايد كه بفرستم عبا و سردارى مرا كه گفته بودم كربلائى عباسعلى از طهران آورده ، ده تومان پول خواسته بدهند برود بدهد و بگيرد . و حالا سيد احمد كه مباشرت حالا با اوست با كراهت نظر « 2 » آمده نشسته است . و شب را نماز مغرب و عشا را بهجا آورده به طرف اندرون عازم شدم . چون در مسجدى كه در سر گذر است جناب ميرزا محمود خان مشير نظام روضهخوانى داشت آنجا رفتم ، استماع روضه شد و يكى دو قليانى صرف شد . و مىگفتند ميرزا احمد مشير السلطنه كه در طهران است با عيال و متعلقان خود قبل از محرم به زيارت معصومهء قم رفته بودند . و اعليحضرت همايونى روحنا فداه در 17 وارد سرحد جلفا مىشوند . و شب را آمدم منزل والدهء ميرزا حسين خان شام آنجا صرف شد .
عبد اللّه خان اينجا بود . يكى دو دست تختهنرد با ميرزا حسين خان و با بچهها بازى كردند .
در ساعت پنج خوابيدم .
صبح سهشنبه 14
امروز دورشكه آوردند رفتم خانهء مقرب الخاقان حاجى ميرزا كاظم خان وكيل پسر مرحوم ميرزا پاشا كه برادر او چند روز قبل فوت شده بود . چون آدم معقولى است من آنجا رفتم و از آنجا رفتم منزل آقاى بيگلربيگى ، آنجا هم ديدنى كرده يك ساعت نشستم . چاى و ميوهجات آوردند صرف شد . و اينجا گفتند امين همايون از اردو بنا بود
هامش
( 1 ) - جاى اسم سفيد بود .
( 2 ) - كذا در اصل ، كراهت منظر مناسبترست .