بيگلربيگى مهمان بودند ، از آنجا به تكيه آمدند . و من هم با جناب آقاى امير نظام دام اقباله در تكيه ناهار خورديم و تعزيهء شهادت امام بود رقّتى شد و بعد از اتمام تعزيه آمديم طرف منزل . با دورشكهء جناب امير نظام آمديم . ايشان به منزل و باغ خودشان رفتند من آمدم منزل ميرزا يوسف خان . مذاكرهء رفتن از طرف مرند و گرگر به استقبال موكب همايون است . بعد از آنكه از مجلس تعزيه برخاستم در خدمت جناب امير نظام دام اقباله به حضور مبارك حضرت اقدس و الا و وليعهد روحى فداه مشرف شديم . و امروز دستههاى آذربايجان به قاعدهء معمول كه دارند همه كتل بسته و سرها را با قمه مجروح كردهاند و نواب شعاع السلطنه را هم به سرشان تيغ زده بودند ، خداوند حفظ فرمايد . از منزل ميرزا يوسف خان رقعه به جناب ميرزا شفيع خان مستشار الملك نوشتم كه يكصد تومان براى رفتن استقبال ما پيدا كند كه تهيهء رفتن را ببينم تا چه شود . رقعه را دادم اصغر خان ببرد برساند . و سيد احمد شوشترى آمده است كه منزل مجتهد رفته بودم جمعيت زياد بود از دستهء سينه زن و غيره . و به كربلائى عباسعلى نوشتم كه شش رأس قاطر براى بنه رفتن من به استقبال به جهت من كرايه كنند . رقعه را دادم محمد خان بدهد نايب محمد على براى او ببرد . و تلگرافى از سيف الدين خان مورخهء نهم شهر محرم الحرام از ساوجبلاغ رسيده است . سواد آن اين است :
« حضور مبارك جناب جلالتمآب اجل آقاى امين لشكر دام اقباله - دستخط مبارك بندگان حضرت مستطاب اجل روحى فداه كه در احضار اين بنده صادر شده بود زيارت و موجب مزيد تشكر و افتخارم گرديد . از آنجا كه بنده شرف و افتخار خود را در ملازمت ركاب مبارك مىداند ، در حين مراجعت بندگان حضرت اجل [ عدم ] شرفيابى خود را خلاف چاكرى دانسته ، با وجودى كه دو روز بيشتر نيست از ناخوشى برخاستهام تدارك هم هيچ ندارم اليوم كه چهارشنبه است عازم ركاببوسى شدم كه ان شاء اللّه در تبريز يا در . . . « 1 » به موكب مبارك ملحق شوم . سيف الدين خان : 9 شهر محرم الحرام .
گويندهء تلگراف ميرزا على خان » .
به تاريخ شنبه 11 شهر محرم الحرام اودئيل
امروز قرار بود به اتفاق جناب مستطاب امير نظام دام اقباله به استقبال موكب همايونى
هامش
( 1 ) - اسم محل سفيد است .