محض خصوصيت رفتهام ، ديگر امشب را نمىتوانم بروم و نرفتم و رقعهء معذرت نوشتم و شب را رفتم منزل جناب مستطاب امير نظام . آقاى علاء الدوله ، حاجب الدوله آنجا بودند . ميرزا تقى مازندرانى هم قدرى شاهنامه خواند .
به تاريخ پنجشنبه 9 شهر محرم الحرام
امروز صبح رفتم خانهء جناب ميرزا شفيع خان مستشار الملك مجلس روضهخوانى بود . چند نفر روضه خواندند : سيد بحرينى و ميرزا حسين بدر الذاكرين و سيد طهرانى . . . « 1 » بعد از اتمام روضه ناهار را هم آنجا خورديم و مستشار الملك قدرى شكايت از آلودگى و غيره كرد . و سيف الدين خان هم تلگراف به ميرزا حسين خان كرده است كه براى او خانهء خودش را خالى نمايد ، چون خانهء او ممكن نيست كه جاى ديگرى . . . « 2 » باشد كه دو سه روز بعد از عاشورا خواهد آمد . و حاجى حسام الدوله هم آنجا بودند . از خانهء جناب مستشار الملك آمدم اندرون آنجا قدرى راحت شدم . هوا خيلى گرم است . آقا على و اصغر خان و نايب محمد على و غيره با من بودند . نعمت جلودار هم اسب آورد . حالا در اندرون هستم . و امروز تكيه و تعزيه نرفتم و از قرارى كه گفتند ديشب در خانهء جناب مجتهد سلمه اللّه سينهزنهاى خيابان و دو محلهء ديگر نزاع كردهاند . چند نفر زخمى و مجروح شدهاند . و امشب را رفتم منزل جناب مستطاب امير نظام مجلس روضه بود . پسرهاى مرحوم حاجى ميرزا محسن قاضى و جمعى آقايان ديگر بودند ، و براى تكليف روضهخوانها به تفاوت شأنى كه بايد از جانب جناب آقاى امير نظام به آنها برسد كيسههاى بسته در سينى گذارده و بيگلربيگى متصدى رساندن آنها بود كه بعد از آمدن از منبر به هريك بدهد .
روز جمعه 10 شهر محرم الحرام اودئيل 1307
امروز صبح بعد از صرف عشبه و غيره رفتم تكيهء دولتى . جناب امير نظام دام اقباله ، آقاى حاجى صدر الدوله ، بيگلربيگى ، حاجب الدوله ، علاء الدوله ، برادر آقادائى ، آقاى صاحب جمع برادر جناب مستطاب امين السلطان آنجا بودند ، يعنى ناهار را منزل
هامش
( 1 ) - جاى يك كلمه سفيد مانده .
( 2 ) - سه كلمهء اخير زياد خوانا نبود ، به قياس اين كلمات آورده شد ؟ ( شايد هم خانه به ديگرى بدهد )