ميزان . قبل از وقت در منزل جناب مجتهد سلمه الله كه بوديم مذاكره شد كه اقدامى بشود كه از جانب همايونى روحنا فداه اين جائى كه حالا گمرك و ميزان است مسجد سلطانى بشود . چون اينطورى كه ساخته شده و از موقعى كه هست مناسب اين است كه اينجا مسجد بشود . به علت اينكه در اين شهر تبريز كه از جمله شهرهاى بزرگ ايران است مسجد سلطانى ندارد . اينجا مسجد بشود و گمرك را بيرون دروازه ، در دروازهء خيابان و آنجاها كه موقع خوبى است كه هم به جهت مكاريها و آمدن و رفتن شتر و قاطر و بار آسانتر باشد و راه آنها راحت باشد ، و هم اين گمرك از پهلوى عمارات دولتى دور بشود . و جناب امير نظام تعهد كردند كه بعد از مراجعت همايونى در اين امر اقدام بكنند و به خاكپاى مبارك شاهنشاهى عرض بشود . اتفاقا من چند سال است در دل و قلب خودم اين نيت را كرده بودم كه اگر من مصدر كار بشوم در اين كار اقدام بكنم . هم اگر در طهران عمارت مرا كه در ميدان توپخانه بيرون است و حالا ديوان كرايه به جناب امين الدوله داده آنجا را هم مسجد و مدرسهاى خودم بنا مىكنم . اميدوارم اين نيت وقتى و موقعى صورت بگيرد .
خلاصه اين موقع كه گمرك است جاى خوبى است كه براى مسجد سلطانى خوب است . و جناب مجتهد سلمه الله هم حكم مىكنند اگر اين كار بشود و من هم از بابت ساختن آنجا و موقوفه بعد از اين از املاك خودم قرارى مىدهم . و ان شاء الله در اين كار اقدام بشود . آمديم در منزل هم گردشى شد . در اطاق كه منزل رئيس ميزان است رفتم . آنجا [ روى ] صندلى نشستم . شربت و چاى و عصرانه و غيره آوردند صرف شد .
ثبت و ترتيب دخول و خروج بارى كه به ميزان مىآمد و اطاقها كه ميرزاها و غيره مىنشستند ديديم . ناظم ميزان هم خيلى مرارت اين كار است و از قرارى كه مىگفتند عمل گمرك تبريز اين اوقات نسبت به سالهاى قبل تغيير كرده است . به علت اينكه از راه . . . « 1 » در شهر و غيره بار فرنگستان بهتر و بيشتر مىآيد و از روى دريا بيشتر عبور مىكند و از راه تبريز كه بايد از خط اسلامبول و دريا به وزن به تبريز بار بيايد حالا كمتر است . از اين قبيل حرفها گفته شد و آمديم طرف منزل . جناب مستطاب امير نظام دام اقباله منزل خودشان رفتند . و من هم با دورشكهء ايشان آمدم منزل ميرزا يوسف خان قدرى خوابيدم . بعد از خواب قدرى كاهو گرفته و عصرانه آوردند خوردم و قدرى را اندرون والدهء ميرزا حسين خان فرستادم . و اسناد را مجددا در پاكت گذارده با چند فقره
هامش
( 1 ) - ظ : عجبشير .