بقيهء روز يكشنبه و شب دوشنبه ( در حاشيه آمده )
امروز والدهء ميرزا حسين خان خانهء زن مبشر السلطنه مهمان بود . . . « 1 » زن جناب امير نظام كه زوجهء مقرب الخاقان عليرضا خان است با جمعى از زنها مثل زن حاجى ميرزا على وكيل و زن مشير نظام و غيره موعود بودند . والدهء ميرزا حسين خان تفصيلات اينجا و مذاكرات آنها را تقرير كرد و هوا هم گرم است .
امروز كه يوم دوشنبه 10 شهر شوال است
صبح از خواب برخاستم . بعد از نماز زيارت خواندم چاى خوردم . منزل ميرزا يوسف خان آمدم . آدم جناب امير نظام آمد خبر كرد باغ امير نظام رفتم . ناهار آنجا بودم . مراجعت كرده عصرى دوباره باغ رفتم . با جناب امير نظام دورشكه نشسته باغ شمال خدمت حضرت و الا مشرف شدم . ساعتى در حضور حضرت و الا بوديم . بعد برخاسته با امير نظام باغ آمديم . چون فردا كه يازدهم است حضرت و الا به عزم شكار قراچهداغ تشريففرما خواهد شد قرار دادند صبح سهشنبه تشريف بياورند باغ جناب امير نظام و از آنجا سوار شده تشريف ببرند . فرمان ملكيت كلوانق و كزج را كه از طهران آورده بودند ميان پاكت گذاشته در جعبهء چوبى گذاشتم . جواب تلگراف آقاى سيف الدين خان است :
حضور بندگان جناب جلالتمآب آقاى امين لشكر دام اقباله العالى - صحت وجود عالى و التفات كه مبذول فرموديد زياد تشكر دارم . نصر الله بيك وارد تعليقه جات زيارت شد . عريضه . . . عرض مىشود . دردها الحمد لله رفع شده . بايد . . . خدمت آقاى ميرزا حسين خان كاغذ نوشته شود كه سهوا ميان نوشتهجات مانده به پستخانه فرستاده نشده بود . . . خبر بدهيد رجوع خدمات را مترصدم . سيف الدين .
شب بعد از صرف شام رفتم منزل والدهء ميرزا حسين خان خوابيدم و صبح زود برخاستم حمام مشير نظام رفتم . عشبه آوردند سر حمام خوردم . منزل ميرزا يوسف خان مراجعت كرده . « 2 »
هامش
( 1 ) - يك كلمه ناخوانا .
( 2 ) - تمام گزارش روز دوشنبه دهم شوال با خط بسيار ريز در حاشيه نوشته شده بود . جاهاى نقطهچين از كنار كتابچه محو شده است .