خروس و ماكيان . همهء اعضا و جوارح اين حيوانات مذكوره ، جداجدا در آن داروخانهء بركتنشانه كه در حقيقت ، دار الشفاى هفت كشور بود ، [ موجود بودند . ]
نوشدارويى را بر كاغذهاى لطيف كشميرى ماليده و خشكانيده بودند و در صندوقى بر روى هم چيده بودند و بر هر زخم كارى كه آن را با آب دهان ، تر نموده و مىچسبانيدند ، تا روز چهارم ، آن زخم ، صحت و شفا مىيافت .
آن رشك ملوك هفت كشور را خزانهء بركتنشانهء عامرهاى بود ، مانند فلك مشحون ، پر از زر و سيم مسكوك و غيرمسكوك كه تدارك چهلسالهء عساكر نصرت مظاهر خود را از آن مىتوانست نمود .
آن جهانپناه را انبارهايى بود پر از غله و حبوب و با همهء بلاد و شهرهاى ايران كه لشكر و سپاه و قشون را تبهخور ركابى دفترى او را در هفت سال ، كفايت مىنمود و اگر قحط و تنگسالى روى مىداد ، همهء اهل ممالك را كافى بود .
در عهد دولت وى ، هميشه مأكولات ، فراوان و ارزان بوده - زيراكه آن عقل كل در زمان خود در امر زراعت ، بسيار ساعى و در ذخيره نگاه داشتن ، بسيار حريص بوده و در هر بلدى از بلاد قلمرو خود ، بلوكباشى « 1 » امين كاردان معتبرى مقرر فرموده كه به كمال دقت ، متوجه امور زراعت مىشدند .
هميشه در پى تنقيهء انهار و عيون و قنات و احداث قناتهاى نو و احياى زمين ميت و اقامهء مرزهاى جديد بودهاند و هرگز در زمانش مزرعه و كشتزارى لم يزرع ، اتفاق نيفتاد .
و العياذ باللّه اگر چنين امرى روى مىداد ، او را ديوان بيگى [ اى ] « 2 » بوده با حسن سياست در فن رياست كه بسيار صاحب وقوف و علم و حلم و انصاف و حوصلهء فراخ و نظم و نسق و امانت و تمييز و اسعاف بوده و مشيّد قواعد عدل و نصفت و حساب و احتساب بوده . حسب الامر آن رشك اكاسره ، آن بلوك باشى ، مقصر در امر زراعت را زنده ،
هامش
( 1 ) - كدخدا و سرپرست بلوك ( تقسيماتى كه براى باغ هست ) .
( 2 ) - رئيس محاكمات شهر .