ماهوت و از هرقسم و از هرگونه ، سقرلاط « 1 » و كتان و حرير و قطنى « 2 » و قماشهاى گوناگون ديگر بهقدر آرايش صدهزار نفر سپاه و لشكر در آن پر بوده .
آن تاجبخش ملوك عصر خود را زبلخانهاى بوده ، يعنى انبارى بوده كه هرقدر ملبوسهاى شاه و شاهزادگاه و اهل حريم پادشاهى ، استعمال و اندراس مىيافت و كهنه مىشد ، در آن مىافكندند . و هر هفت سال كه از آن مىگذشت ، در سال هفتم ، جامههاى زربفت و مفتولدوختهء كهنه كه در انبار مذكور جمع شده بود ، بيرون مىآوردند و به آتش مىسوزانيدند و طلا و نقرهء آن را مىگرفتند .
آن زبدهء ملوك را قوشخانه « 3 » و شنقارخانهاى « 4 » بود ، پر از بازها و چرغها و شنقارها [ و ] طغرلها و بحرىها و ترمسها و شاهينها و باشهها و ساير اقسام قوشها .
و تازىخانهاى « 5 » بود ، پر از سگان شيرگير پلنگفرسا و تازىهاى نخجيرگير آهوربا .
و فيلخانهاى بود ، پر از فيلان مست منكلوسى .
و طويله و اصطبلى بود ، پر از اسبهاى برقرفتار تازىنژاد و مركبهاى تيزتك صرصركردار تركمانىنهاد كبود و كرن « 6 » و سرخون و نيلى و سمند « 7 » و ابلق « 8 » و كهر « 9 » و شبرنگ « 10 » و قاراكهر « 11 » و رخش « 12 » دلپسند .
هامش
( 1 ) - پارچهء ابريشمى زرىدوزى شده .
( 2 ) - نوعى از پارچهء ابريشمى كه در آن پنبه نيز به كار رفته بود .
( 3 ) - جايىكه در آن قوشهاى شكارى را نگهدارى مىكردند .
( 4 ) - جايىكه در آن شنقارهاى شكارى را نگهدارى مىكردند .
( 5 ) - محل نگهدارى سگهاى شكارى .
( 6 ) - رنگ ميان زرد و بور يا زرد و سرخ .
( 7 ) - متمايل به زرد .
( 8 ) - دورنگ ، رنگ سفيد آميخته با رنگ ديگر .
( 9 ) - سرخ تيره .
( 10 ) - سياه .
( 11 ) - سياه و سرخ تيره .
( 12 ) - سرخ و سفيد درهم آميخته .