بگيرد « 1 » ، همهء عالم به نظرش كبود مىنمود و آن را رمل الازرق مىناميدند . و همچنين ريگهاى به رنگهاى ديگر بود كه مانند چهرهء بوقلمون ، رنگارنگ مىنمود و چون آن را بر سينهء شخص خفته مىنهادند ، هرچه در دل ، پنهان داشت ، بر زبانش در خواب ، جارى مىشد و بيان مىنمود ؛ و آن را رمل متلوّن مىخواندند .
پادشاه روم و ملوك فرنگستان و چين و ختا و هندوستان ، هريك به دأب و آيين خود ، كشتيچههاى « 2 » با زينت موزونى در سركارش فرستاده بودند ، با امثال اين اشياء مذكوره ، لا تعد و لا تحصى ، كه از حد تقرير و تحرير ، بيرون است و از ديدن آنها عقول ، محو و اوهام ، مات مىگرديد ، در اين عجايبخانه بود .
آن خاصهء سلاطين زمان را داروخانهاى بود كه از جميع داروها و درمانهايى كه بهندرت يافت مىشود و تحصيل آن بسيار مشكل است ، بسياربسيار در آن داروخانه ، فراهم آمده بود - مانند مغز سر نهنگ و شير و پلنگ و فيل و كرگدن و گرگ و يوز و كفتار و سگ و گربه و روباه و شغال و اژدها و افعى و اقسام مارها و سام ابرص و سوسمار و خوارپشت و بوزينه و گاو كوهى كه آن را گوزن مىگويند ، [ و ] گور و عقاب و كركس و باز و هما و شنقار و آهو و بز كوهى و گوسفند كوهى و طغرل و چرغ و شاهين و باشه و بحرى و طاووس و بوقلمون و تذرو « 3 » و كبك و طوطى و سبزقبا « 4 » و درنا و بطّ « 5 » و قاز « 6 » و لكلك و اشتر و مرغ و زاغ و هدهد و بوم و جغد و بلبل و طغرل « 7 » و مرغ انجير « 8 » و سار و پرستوك « 9 » و تيهو و درّاج « 10 » و خفاش و قبّره « 11 » و
هامش
( 1 ) - چنين است در اصل .
( 2 ) - منظور ، كشتىهاى كوچك است .
( 3 ) - مرغ صحرايى با پرهاى رنگين ، شبيه خروس .
( 4 ) - مرغى كه تاج بر سر دارد ، سبزقبا .
( 5 ) - مرغابى .
( 6 ) - همان غاز .
( 7 ) - اصل : طرغل .
( 8 ) - همان انجيرخوار ، از انواع گنجشكان .
( 9 ) - همان پرستو .
( 10 ) - مرغى رنگين ، مانند تذرو .
( 11 ) - چكاوك .