تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
خواجه اختيار - و امثال اينان ، غفر اللّه لهم . قرآن‌هاى به خط جلى و خفى ، با ترجمه و بىترجمه و ادعيه و احاديث و نسخه‌هاى بسيار بااعتبار از جميع علوم و لموم و فنون و رسم الحساب‌هاى مختلفه و قصص و تواريخ و ديوان‌هاى شعرا ، همه با كاغذهاى ختايى و خان‌بالق و كشميرى ، همه با تذهيبات و نقش و نگار دلپسند ذكر شده ، فراهم آمده ، بيشتر از حساب و شمار . آن پناه ايران را نفايس‌خانه‌اى بود پر از اسباب نفيسه و آلات و ادوات شريفهء لطيفه و اشياى گرانمايهء ثمين غريب و عجيب . آن پادشاه والاگهر را جواهرخانه‌اى بود مملو از جواهر رنگارنگ آبدار ، يعنى ياقوت مشعشع رمّانى و الماس و زمرد و لعل بدخشانى و زبرجد و فيروزهء ابو اسحاقى و جزع و يشم و عقيق يمانى و عين الهر و شجرى و يشم و ارواق و مرواريدها و مرجان‌هاى گرانبهاى گرانمايهء بسيار كه هريك عديم المثال و بىنظير بوده ، از آن جمله ، ياقوت احمر رمّانى درخشانى كه آن را ياقوت مشعشع نوربخش اورنگ زيبى « 1 » مىگفتند و گوهر شب‌چراغ و درّ شاهوار نيز آن را مىخواندند . قلندر صاحب علوم و فنون و اجازه و ارشادى در همهء امور و مهمات و افعال و اعمال و حرفه‌ها و صنعت‌ها ، يگانه استادى ، قطعه‌اى بلور صافى شفافى كه اكسير اعظم بر آن زده بود ، آن « 2 » را ساخته و پرداخته بود . بيست مثقال ، وزن آن بوده و مرواريدهاى مدوّر منوّر ، به قدر گردكان و امرودى ، به‌قدر بيضهء مرغ خانگى كه ماكيان باشد و به‌قدر بيضهء كبوتر در آن جواهرخانه ، بسيار بود . آن ملتجاى امم را عجايب‌خانه‌اى بود كه اشياى عجيبه و چيزهاى غريبهء بسيار در آن
هامش
( 1 ) - اورنگ‌زيب ، شاهزاده محيى الدين محمد ، از شاهان سلسلهء تيموريان هند در قرن يازدهم قمرى بود . ( 2 ) - اصل : و آن .