مختل نمود . بعد به امرا و وزرا و خوانين و اعزه و اشراف و اعيان فرمود كه : « ما همه نمكپروردهء مرحوم كريم خان وكيل الدوله مىباشيم و آن خلد آشيان بر ما همگى حق تربيت و احسان و انعام دارد . بر ما واجب و لازم است كه برويم و قلعهء شيراز را مسخر نماييم و اولاد آن مرحوم را از محبس صادق خان ، بيرون آوريم و والاجاه ، ابو الفتح خان را بر مسند دارايى ، به جاى پدر بنشانيم و مردانه به وى خدمت نماييم . »
بعد در جلفاى اصفاهان و كليسياى آنكه خاقان عليين آشيان ماضى غازى حسينى موسوى بهادر خان ، ادام اللّه آثاره ، آن را ساخته و به قدر پانصد من طلا از شمعدانها و ظروف و اوانى اكل و شرب و زينت كلاه و سينهبند و پيرايهء خليفهها و كشيشها در آن كليسياى مذكور ، فراهم آمده بود ، آن والاجاه ، حكم فرمود همهء زرينهآلات و سيمينهآلات كليسياى مذكور را ضبط نمودند و بردند به ضرابخانه و درهم و دينار مسكوك نمودند .
بعد ، اسباب و ثروت و اثاث خانهء عالىجاه ، ميرزا جعفر وزير و اعتماد الدولهء مرحوم كريم خان را كه ميرزا صادق - برادرش - در آن خانه ، ساكن بود ، فرستاد ضبط نمودند .
اتفاقا ديوارى را در آن خانه شكافتند . بهقدر صدهزار تومان نقد و جنس از جوفش بيرون آوردند .
بعد ، جماعت تجار را اسمنويس ، حسب الامرش نمودند و مبلغ دوهزار تومان نقد كه قيمت هشتهزار خروار ديوانى غله باشد ، به ضرب و شتم از ايشان گرفته شد .
وزير باتدبير آن والاجاه عالىجاه ، ميرزا ربيع اصفاهانى بود و عالىشأن ، آقا محمد باقر - كدخداى قريهء خراسكان ، از بلوك جى اصفاهان - را به سبب رشادت و حسن خدماتش به رتبهء خانى و حكومت ، سرافراز فرموده بود و او را عالىجاه ، باقر خان ، حاكم بالاستقلال دار السلطنهء اصفاهان نمود . و عالىشأن ، آقا على دلودوز را كدخداباشى شهر اصفاهان نموده . بعد به آقا على مذكور فرمود : « مبلغ دوهزار تومان نقد از اصناف اهل حرفت و كسبهء اهل شهر بگير و انفاذ خزانهء عامره نما . » آقا على
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 452
مساهمون: محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )
ص٤٥٢