كرمان گراييد و در دارالامان كرمان ، قرار گرفت . پس عالىجاه ، زكى خان ، چهار پسر مرحوم كريم خان وكيل الدوله را يعنى والاجاهان ، ابو الفتح خان و محمد على خان - داماد خود - و ابراهيم خان و صالح خان را گرفته و با كند و زنجير و بند ، مقيد و محبوس نمود .
و فرمود خرابات و ميخانهها را خراب و ويران نمودند و خمهاى باده را شكستند و خراباتيان بادهپيما را توبهء نصوح دادند و ارباب طرب ، دربهدر و خاك به سر شدند و غافل از اين شدند :
من كلام حافظ
مباش در پى آزار و هرچه خواهى كن * كه در طريقت ما غير از اين گناهى نيست
ايضا و له
بس تجربه كرديم در اين دير مكافات * با دُردكشان ، هركه درافتاد ، برافتاد