تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
كمترين غلام خواجهء قنبر « 1 » ، وكيل الدولهء صاحب‌اختيار دولت ايران و معمار آن كشور ويران و والاجاه ، آقا محمد خان قاجار - ولد خاقان عيوق‌شأن ، محمد حسن خان خلد آشيان والاتبار ، از جانب اب و ام ، صفوى و قاجار تيمورى - وزير الوزرا « 2 » ، بلكه امير الامرا و عالىجاه ، آزاد خان افغان شاهوش با دانش و بينش فيلسوف‌روش صدرمعلى و والاجاه ، احمد پادشاه تاجدار قندهارى ، نسق‌چىباشى در دولت ايران مىباشد و قس على هذا ما بقى « 3 » . « الحمد للّه كه ما از حد وكالت خود ، پاى ، بيش ننهاده و با كمال ادب و انصاف ، در مقام خود ، مانند سد سكندر ايستاده‌ايم . لاجرم ، اى بىادب ، غلط بسيار بزرگى از تو ، صادر و جرم بسيار عظيمى از تو ، ظاهر شده . تنبيه تو بر ما لازم و به تحذير تو عازم مىباشيم . اى بىخرد ناهوشيار ، چاكر ياغى روگردان ما را تو چرا بر دار كردى ؟ تنبيه چاكر گناه‌كار ، بر آقاى وى است ، نه بر غير . و در حقيقت ، مير مهنّا « 4 » ، صاحب سيف و قلم و به كمالات صوريه و معنويه ، آراسته بود . از كشور روم ، خون‌بهايش بيش است . پس بر ما واجب و لازم است كه خون‌بهاى چاكر رشيد نامور خود را از تو بگيريم . « خلاصهء كلام ، آن‌كه عادله خاتون - خواهر احمد پاشاى بغدادى - را از براى ما بفرستيد يا بصره را به تصرف كارگذاران ما بدهيد و يا آمادهء جنگ باشيد و زهرآب شمشير دلير آن را بچشيد و دست اميد از دستگاه زندگانى بكشيد - تا آن‌كه بعد از اين ، حد خود بدانيد . » من كلام رستم الحكماى آصف - تخلص مورخ اين تاريخ دلپسند اعلى
ايا بىخرد غافل تيره‌راى * تنك‌مغز و بىعقل و ناكدخداى نترسى ز شيران ايران چرا * ز شمشير تيز دليران چرا
هامش
( 1 ) - يعنى حضرت على ( ع ) . ( 2 ) - اصل : وزير الوزرا را . ( 3 ) - و بقيه را بر همين شكل ، مقايسه كنيد . ( 4 ) - اصل : مير معنّا .
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 415 | محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء ) / ميترا مهرآبادى