زبردستانش زيردست آزار نمىباشند و ممالكشان آباد و اهل ممالكشان از غمّ و همّ ، آزادند . چه گويم از ايران ويران كه در آن حساب و احتساب ، مانند نقش بر آب و در آنجا رسم خوش و قانون دلكش ، ناياب است و هميشه از جور و ستم سركشان ، درهم آشوفته و از كشمكش جبّاران ، پيوسته خراب است .
من كلام ملا عرفى شيرازى
از نقش و نگار در و ديوار شكسته * آثار پديد است صناديد عجم را
« و ايرانى ، هميشه مورد ملامت اهل شش كشور و از ظلم و جور ظالمان ، دل و ديدهء اهل ايران ، پرخون و تر مىباشد . خدا ، ترحمى بر حال اهل ايران بكند و دل ما را بر ايشان مهربان نمايد و به زودى ، پادشاهى مملكتپرور و دادگستر ، با قوانين خوش و قواعد دلكش به ايشان عطا كند و اين ناقابل عاصى مجرم را كه بر اهل كشور ايران ، سالارى و مهترى داده ، محل نزول رحمت و بركات و الا نمايد . »
من كلام رستم الحكماى آصف - تخلص مؤلف اين كتاب مستطاب
نجويد پديدآورِ آب و خاك * خداى بد و نيك و ناپاك و پاك
ز شاهان فرماندهء كامياب * جز احسان و عدل ، احتساب و حساب
بوَد كيش شاهان نيكونهاد * همى عدل و احسان و احسان و داد
سلاطين ، شبانان ، خلايق ، گَله * ستمكار ، گرگِ به هر سو يله
ز شاهان نجويند صوم و صلوة « 1 » * وز ايشان نخواهند خمس و زكات
نگهدارى خلقشان طاعت است * سياست بر ايشان نكو خصلت است
چو عقل سلاطين بوَد عقل كل * شهانند قائممقام رُسل
ز خرصالحى ، كار شاهى ، تباه * بگردد ز خرصالحى ، آه آه
هامش
( 1 ) - اصل : صلواة .