تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
مىكشند و احدى از شما را زنده نخواهند گذاشت - و دليل اين قول ، آن است كه فرنگى ، از ترس ايرانى ، با هندوستانى ، مدارا و خوش‌سلوكى مىكند . اگر العياذ باللّه ، فرنگى ، ايران را مالك شود ، به خاطرجمعى و اطمينان قلب ، اسلام را برمىاندازد و اكابر و اشراف و اعزه و اعيان ايران را خوار و زار مىسازد . و چنين بدانيد كه فرنگى ، به عقل و تدبير و زيركى ، هندوستان را به چنگ آوردند ، نه به زور و مردانگى . » و فرمود : « الحمد للّه كه امروز اميدوار شدم كه بعد از من ، كسى هست كه تواند زن و فرزند ايرانى را از شر دشمنان ، نگهدارى كند . » باز رو به جانب والاجاه ، آقا محمد خان نمود و فرمود : « اى مرد فرزانهء هوشيار گرانمايه ، در اين باب ، ايران را به چه چيز تشبيه مىتوان نمود و فرنگى را به چه چيزى ؟ » گفت : « ايران ، مانند استرى نيرومند چموش و فرنگى ، چون فيلسوف كاردان پرهوش مىباشد . و بر استر چموش نمىتوان سوار شد ، مگر به لموم و تدابير . » همهء امرا و وزرا و صناديد ، تصديق و تحسين آن فرزانهء پاك‌نهاد كردند . پس والاجاه ، وكيل الدولهء جم‌اقتدار ، به آن امير نامدار والاتبار فرمود : « ما با اين ايلچى فرنگى ، به چه قسم رفتار نماييم كه مصلحت ايران و اهلش در آن باشد ؟ » گفت : « پيشكش ايشان را بايد قبول كرد و دو برابر پيشكش ايشان بايد به ايشان انعام داد . و در حضور ايشان ، پيشكش ايشان را بايد به ساربانان و قاطرچيان و فراشان و تازىكشان بخشيد . و بايد ميدان جولان‌گرى بيارايند و از هر طايفه ، سوارهاى چست و چابك و چالاك زبردست در آنجا هنرهاى خود را بنمايند . و فرنگيان را در آنجا حاضر نمايند كه هنرهاى ايشان را تماشا نمايند . و بعد ايشان را مرخص فرمايند . و رقمى به ميرمهنّاى « 1 » بندرى بنويسند كه در دريا ، همهء ايشان را بكشد و ايلچى را با پنج نفر ، زنده بگذارد . اما گوش و دماغ ايشان را ببرد و كشتى ايشان را با ايشان و اموالشان رها كند . »
هامش
( 1 ) - اصل : ميرمعنّاى .