تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
بعد فرمود عالىجاهان ، آقا محمد خان قاجار و آزاد خان افغان و شهباز خان دنبلى و خوانين با جاه و تمكين زند و امير گونه خان افشار و اسماعيل خان قشقايى را حاضر نمودند و رو به جانب والاجاه ، آقا محمد خان قاجار نمود و فرمود : « اى سلالهء سلاطين نامدار و اى نتيجهء خواقين كامگار ، ما تو را در عقل و زيركى ، بهتر از پيران ويسه - وزير شاه افراسياب - مىدانيم . آيا مقصود فرنگيان از آمدن به جانب ايران و ارمغانى از براى فرمانفرماى ايران ، آوردن ، چه چيز است ؟ » آن والاتبار ، بعد از تأمل ، سر برآورد و فرمود : « من ، مثالى بيان مىكنم رندانه و عارفانه . عقلا از آن درك مقصود نمايند . بعضى رندان و الواط و اوباش كه عاشق اطفال ارباب دول مىشوند و دسترسى به ايشان ندارند ، به تزوير و مكر و تدبير ، ملازمت ايشان را اختيار مىنمايند و بر سبيل مصلحت كار خود ، اگر خوردسال باشند ، ايشان را به قوچ جنگى و خروس جنگى و كبوترهاى رنگارنگ و بنجشك « 1 » دست‌آموز و قام « 2 » و گلوله سنگ تراشيده ، از براى بازى و امثال اين چيزها مىفريبند و با خود ، رام مىنمايند و از ايشان كام خود ، حاصل مىنمايند . و اگر به حد بلوغ و تكليف رسيده‌اند و شهوت بر ايشان غالب باشد ، ايشان را به سياه‌چشمان گل‌رخسار شيرين‌سخن و سروقدان تذرورفتار نسرين‌بدن و بزمگاه آراسته و جام شراب لعل فام از دست ساقى سيم‌اندام و آواز خوش و نغمه‌هاى دلكش دف و رباب و چنگ و چغانه و بربط و طنبور ، فريب مىدهند و در حالت مستى ، از ايشان به كام دل خود مىرسند . خير الكلام ما قل و دل . ديگر ، اختيار با والاجاه ، وكيل الدولهء كاردان صاحب‌اختيار است . » والاجاه ، وكيل الدولهء هوشيار ، رو به جانب امرا و خوانين و ارباب حل و عقد نمود و فرمود : « در اين باب ، چه مىگوييد ؟ » همهء ايشان ، بالاتفاق ، تصديق و تحسين قول و مثال خان والاتبار ، آقا محمد خان نمودند . پس رو به جانب وزرا نمود و فرمود : « شما در اين
هامش
( 1 ) - اصل : بنجشگ . همان گنجشك . ( 2 ) - قام به مغولى به جادوگران گفته مىشود . در اين‌جا دقيقا دانسته نيست .