تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

[ داستان طغيان ميرمهنا ]

باسمه تعالى ذكر داستان ياغى گرديدن و طغيان ورزيدن عالىجاه ، ميرمهناى « 1 » جنگى پرخاشجوى خونريز با عالمى در ستيز غيور متعصب ، در جزيرهء خارك : ديگر آن‌كه عالىجاه ، ميرمهنّاى سفاك بىباك كه لباسش هميشه قدك كبود و يك فوطهء ريسمانى بر سر و يكى بر كمر داشت ، اما غلامان چابك و چالاك خونريز دلير جنگى بسيار داشت ؛ همه زربفت و اطلس و دارايى و اليجه و قصب [ و ] سقرلاط پوش و همه با آلات و اسباب و يراق زرين مرصع به جواهر بوده‌اند . و هريك ، صاحب لقبى بوده‌اند . چنان غيورى بود كه زنان و دختران خود را در دريا غرق نمود كه مبادا بعد از او در دست دشمن ، اسير شوند . غرض ، آن‌كه آن غيور بىباك ، جزيرهء خارك را مقر خود نموده و از روى غرور و نخوت ، با سلطان ايران‌مدار ، والاجاه ، كريم خان وكيل الدولهء جم‌اقتدار ، آغاز سركشى نمود و در روى درياى عمان ، كشتىها و غراب‌هاى هنديان و سنديان و روميان و فرنگيان و غير ايشان را به زور و تعدى و ستم ، تسخير و ضبط و تصرف مىنمود . و اهل هفت كشور ، از سرقت و شلتاق او به ستوه آمده بودند و قدرت بر دفعش نداشتند . والاجاه ، كريم خان وكيل الدولهء جم‌اقتدار ، در دو نوبت ، دو سردار نامدار ، با لشكرى خونخوار فرستاد كه دفع وى نمايند . از وى و سپاهش شكست يافتند و برهنه شده ، بازگشت نمودند . و از اموال هفت كشور ، آن فتنه‌گر آشوب‌طلب ، جزيرهء خارك را مملو و لبالب كرده بود . اتفاقا در آن حيص و بيص ، ايلچى [ اى ] از جانب دولت خلود آيت انگليز ، به دربار
هامش
( 1 ) - اصل : ميرمعناى .
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 395 | محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء ) / ميترا مهرآبادى