چارهء آن بهادر خان و الا را نتوانستند نمود و گزند و آسيبى به وى نتوانستند رسانيد . اما اتفاق ، چنين افتاد كه سراغ نواب عاليهء ستر كبرى و مهدعلياى مذكوره را در نزد تركمانان نمودند و به زور و پهلوانى ، از ايشان گرفتند . و عالىجاه ، على محمد خان مذكور ، او را به عقد و نكاح خود درآورده و حسب القدر و القوه ، تمشيت امور مازندران داده ، بازگشت به شيراز نموده .
والاجاه ، كريم خان وكيل الدوله ، آن عالىجاه را از نظر انداخت و فرمود از خانهء خود ، بيرون نيايد - به سبب نكاح نمودن نواب عاليهء مذكوره . بعد از شش ماه ، نواب اشرف و الا ، يعنى كريم خان وكيل الدولهء جماقتدار ، بر تالار سردر باغ بهشتآساى خود نشست و عالىجاه ، على محمد خان مذكور را احضار نمود . آن عالىجاه ، خنجرى بر كمر داشت و عباى مشكى بر تن پوشيده . والاجاه ، كريم خان وكيل الدوله ، به عالىجاه ، على محمد خان مذكور فرمود : « امروز مىخواهم به خورد شيرت بدهم . » آن عالىجاه عرض نمود : « خدايگانا ، به آنچه خواهى بكنى ، صاحباختيارى . » آن والاجاه ، شيربانباشى « 1 » را احضار نمود و به وى فرمود : « آن شير بزرگ غرّان ديوانه را بياور . » وى عرض نمود : « قربانت شوم . مىترسم كه در وقت آوردن ، آسيبى به مردم رساند . » آن والاجاه فرمود : « به هر قسمى كه باشد ، بايد آن را بياورى . »
دانشمندان ، اين را بدانند كه شير به چندين قسم مىباشد و هر قسمى را در ميان عرب ، اسمى مىباشد . و اسامى اقسام شير ، بدين تفصيل است : اسد ، حيدر ، هزبر ، ضيغم ، قسوره ، ليث ، حارث ، دلهاث ، هرماس ، ضرغام ، عواف ، شرنبث . در ميان انواع سباع ، شير ، حيوانى است بسيار نيرومند و قوىپنجه و خوشمنش و باحيا و باوفا و قناعتپيشه و درست آشنا و بلندهمت و لطيف طبع و دلير و بلندنظر و بامروت ؛ و در ميان اقسام شير ، قسم شرنبث ، از همهء اقسام مذكوره ، دليرتر و بزرگجثهتر و درندهتر مىباشد . گويا آن
هامش
( 1 ) - رئيس نگاهبانان شير .