در حذر باشد .
پادشاه ، بايد با حزم و مآلانديش و دوربين و در امور ، غوررس و صرفهجو و حقوق ديوانى را حبه و دينار خواه ، با تحقيق و تفحص و تجسس باشد .
سلطان ، بايد مانند پدر كه با تشويق ، تربيت اولاد مىنمايد ، تربيت سپاه و رعيت نمايد - به سبب آنكه همچنان كه آفتاب ، بر همهء كاينات ، مربيست و مرتبهء ابوت دارد ، پادشاه نيز در تربيت و ابوت ، مانند آفتاب است .
پادشاه ، بايد در دفع دزدى و راهزنى و شلتاق ، كمال سعى و اهتمام نمايد و در هر منزلى از منازل طرق و شوارع قلمرو خود ، پاسبانان و سخلوچيان « 1 » قرار دهد ، با شرايط - كه دزدى و شلتاق و راهزنى در مملكت پادشاه ، پادشاه را بدنام آفاق مىكند و خرمن نام و ننگش را بر باد فنا مىدهد .
پادشاه ، بايد چنان ميزان عدل و انصاف در دست داشته باشد كه در امر زراعت و فلاحت يا هر كارى كه حقوق راست و درست ديوانى بر آن لازم آيد ، شاه و گدا و توانگر و بينوا و عالم و جاهل و مجتهد و مقلد ، در ادا نمودن حقوق ديوانى ، بايد همه برابر باشند و بيش و كم در ميانشان نباشد ؛ چه اگر مسلمان و كافر باشد .
پادشاه ، بايد مهمساز كافهء ناس و رواجدهندهء امور خلايق باشد .
پادشاه ، بايد در ملت و مذهب خود ، برقرار باشد و اخلال در هيچ مذهب و ملتى ننمايد - كه اخلال در ملل و مذاهب ، باعث زوال دولت و هلاكت حرث و نسل مىباشد .
و چون مخارج ضروريهء پادشاهى ، بيش از حساب و شمار است ، پادشاه ، بايد روز و شب ، على الاتصال در پى تحصيل مداخل و منافع باشد و از كثرت مداخل و منافع ، سير نشود ؛ به شرط آنكه در دقيقهاى از دقايق امور پادشاهى ، تقصير و اهمال نورزد .
پادشاه ، بايد در امور ، سطوت نورزد - كه سطوت ، صفت بديست كه عمر را كوتاه
هامش
( 1 ) - نگاهبانان پادگان .