تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
آن مطاع لازم الاتباع ايام و آن ملتجاى كافهء ناس ، از خاص و عام ، بايد سه عمل در سركار فيض آثارش ، امناى دولتش ، از قوه به فعل آورند . اول ، آن‌كه به جهت تهيهء اسباب و آلات لشكر ، زر و سيم مسكوك ، تو را بر سبيل وجوب احتياج و از براى مهم‌سازى عسكر و كارگذارى لشكر ، امور تو را دينار و درهم ، باعث رواج است . چند نفر از رؤسا و كدخدايان و اعزه و اشراف و اعيان شهر و بلوكات آن‌كه صاحب دولت و ثروت و مكنت و سامان مىباشند ، احضار فرماييد و اسامى ايشان را در طومارى بنويسيد و هريك از ايشان را به‌قدر استطاعت و موافق شأنش ، مبلغى معين ، به زير اسم بنويسيد و از وى ، بدون عذر پذيرفتن ، اخذ و بازيافت نمايند ، كه سردفتر و مقدم بر ايشان ، اين بندهء قديمى باشم . و كارسازى لشكر بكن و به دفع دشمن بشتاب . دويم ، چون دو سال است كه در اصفاهان و بلوكات و نواحيش به سبب جور و تعدى ، زراعت ، به ندرت شده و اكنون ، بذر و عوامل ، ناياب و كار خلايق ، شوريده و خراب است ، تو سلطان صاحب‌اقتدارى ، بفرما از خراسان و رى و طبرستان و همهء ممالك محروسه‌ات بذر و عوامل بياورند و نظم و نسق زراعت شهر اصفاهان و بلوكات و توابعش به‌جا آورند ، تا از براى تو مملكت و رعيتى باقى بماند . سيم ، آن‌كه چون در اين وقت ، خلايق اصفاهان بر سه قسمند . قسم اول ، اغنيا و صاحب ثروت و گرانمايه‌اند . قسم دويم ، نه از اغنيا و نه از فقرا محسوب مىشوند ، بلكه در ميانهء فقر و غنايند . يك روز ، نيم‌سير و يك روز ، گرسنه مىتوانند گذران نمود . و قسم سيم ، فقراى كار از دست رفته‌اند كه از بىقوتى ، بىحساب مىميرند . بفرما اين فقراى مذكوره را قسمت نمايند و به اغنياى مذكوره بسپارند و از ايشان التزام‌نامچه بگيرند كه ايشان را نگاهدارى نمايند تا وقت ورود نمودن غله . » خاقان عيوق‌شأن ، محمد حسن خان صفوى قاجار ، از استماع اين مقالات ، بسيار خرم و خوشنود و خوشدل شده . و اولاى دولتش و ارباب حل و عقد ، همه تصديق و تحسين اين مقالات پسنديده نمودند و از سركار فيض آثار اعلى ، حسب الامر و الا ، سراپا مخلعش نمودند . و آن والاجاه فرمان داد تا كارگذاران دولت قاهره ، اين سه مطلب را به