ديگر آنكه خلاصهء اين داستان نصيحتبنيان حكمتنشان كه در آن ذكر افعال راستان و اعمال درستان است ، آنكه والاجاه كريم خان زند دلير شيرگير ، با سپاهى درهم شكسته ، همه زخمى و دلريش و نيمجان و خسته ، وارد شهر صفاهان گرديد ، با قواعد استقبال و تعارفات اهل اصفاهان . و بهزودى ، همهء اعزه و اشراف و اعيان و اكابر و رؤساى شهر و بلوكات و نواحى اصفاهان را طلب نمود و فرمود : « ده - دوازدههزار نفر تفنگچى ، به ما امداد نماييد . » ايشان به خدمتش عرض نمودند كه : « تفنگ ما لولههاى زربفت و اطلس و گلولههاى ما دانههاى اشرفى و قروش « 1 » و ريال است و بس كه به خدمت تو پيشكش مىنماييم . » و از نقد و جنس ، از مأكولات و ملبوسات ، پيشكشها و اخراجات به وى دادند .
آن والاجاه ، بعد از مهمسازى و خدمتگذارى اهل اصفاهان ، با لشكر خود ، رو به جانب فارس نموده و بعد از طى منازل ، وارد شهر شيراز گرديده و فى الفور به لشكرآرايى و تهيهء اسباب و آلات جهانگشايى ، مشغول گرديد . و بعضى اهل فارس ، اطاعتش نمودند و بعضى از او سركشيدند . لكن از آن جنگ عظيم ، چنان شكست فاحشى يافته بود كه درست شدنش با عقل ، درست نمىآمد . اما موافق آيهء كريمهء « ليس للانسان الا ما سعى » « 2 » روز و شب ، در كار خود ، ساعى و مستعجل بود و خواب و آرام نداشت و دائم در تفكر و تأمل بود .
رستم الحكماى آصف - تخلص مؤلف اين كتاب مستطاب - به اقتضاى حكمت ، به جهت رزمى كه در ميان دو سلطان والاشأن ، يعنى خاقان عيوقشأن ، محمد حسن خان صفوى قاجار و والاجاه كريم خان وكيل الدولهء زند كيانىنسب ، در خطهء مازندران بهشتنشان اتفاق افتاد و آخر الامر ، شكست فاحشى در قشون كريم خان افتاد ، عرض نموده :
هامش
( 1 ) - واحد پول رايج در عثمانى .
( 2 ) - براى انسان ، جز حاصل تلاش او نيست . قرآن مجيد ، سورهء 53 ، آيهء 39 .