تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
لعنة اللّه على الظالمين . » « 1 » از براى كج‌فهمان و كج‌بختان مفتن مفسد آشوب‌طلب نامآل‌انديش ، اين عرض‌ها مىشود . ديگر آن‌كه ما كه دم از تشيع مىزنيم ، بايد متابعت امامان خود نماييم . حضرت صادق به حق ، ناطق صديق فرموده : « التقية دينى و دين آبائى « 2 » . » ديگر آن‌كه مورخين را كارى به حق و باطل و حلال و حرام و گناه و ثواب نمىباشد ، بلكه بايد به دقت تمام ، از روى تحقيق و تفحص و تجسس ، حقيقت قضايا را بنويسند . ديگر دانشمندانى كه اهل انصاف بوده‌اند ، اين شعر حكيمانه را خوب گفته‌اند :
بزرگش نخوانند اهل خرد * كه نام بزرگان به زشتى برد
در مدح پادشاه والاجاه چنگيزدستگاه قبة الاسلام ، بخارا و سمرقند و تاشكند و قوقان و قرشى « 3 » و خجند و شهر سبز و ساير شهرهاى ماوراء النهر ، السلطان ابن السلطان ، حضرت ولىنعمتى اهل تركستان ، شاه مراد والانژاد : رستم الحكماى بختيار - مؤلف اين كتاب به اقتضاى حكمت گفته :
آن‌كه بوده به شرع ، چون فاروق * حق و باطل از آن شدى مفروق وان كه بوده به صدق ، چون صدّيق * چون روان ، جارى ، او به جمله عروق وان كه بوده به شرم ، ذو النورين * مرحبا بر چنان امير صدوق وان كه مداح حيدر كرار * بوده و خصم او نموده زهوق آن حكيمى كه در جهان كمال * سينه‌اش علم را بُدى صندوق در تواضع ، چو خاك پاى على * در بلندى رتبه چون عيوق
هامش
( 1 ) - هان ، لعنت خدا بر ستمگران باد . قرآن مجيد ، سورهء 11 ، آيهء 18 . ( 2 ) - تقيه ، دين من و دين پدران من است . ( 3 ) - همان شهر نخشب .