لعنة اللّه على الظالمين . » « 1 »
از براى كجفهمان و كجبختان مفتن مفسد آشوبطلب نامآلانديش ، اين عرضها مىشود .
ديگر آنكه ما كه دم از تشيع مىزنيم ، بايد متابعت امامان خود نماييم . حضرت صادق به حق ، ناطق صديق فرموده : « التقية دينى و دين آبائى « 2 » . »
ديگر آنكه مورخين را كارى به حق و باطل و حلال و حرام و گناه و ثواب نمىباشد ، بلكه بايد به دقت تمام ، از روى تحقيق و تفحص و تجسس ، حقيقت قضايا را بنويسند .
ديگر دانشمندانى كه اهل انصاف بودهاند ، اين شعر حكيمانه را خوب گفتهاند :
بزرگش نخوانند اهل خرد * كه نام بزرگان به زشتى برد
در مدح پادشاه والاجاه چنگيزدستگاه قبة الاسلام ، بخارا و سمرقند و تاشكند و قوقان و قرشى « 3 » و خجند و شهر سبز و ساير شهرهاى ماوراء النهر ، السلطان ابن السلطان ، حضرت ولىنعمتى اهل تركستان ، شاه مراد والانژاد :
رستم الحكماى بختيار - مؤلف اين كتاب به اقتضاى حكمت گفته :
آنكه بوده به شرع ، چون فاروق * حق و باطل از آن شدى مفروق
وان كه بوده به صدق ، چون صدّيق * چون روان ، جارى ، او به جمله عروق
وان كه بوده به شرم ، ذو النورين * مرحبا بر چنان امير صدوق
وان كه مداح حيدر كرار * بوده و خصم او نموده زهوق
آن حكيمى كه در جهان كمال * سينهاش علم را بُدى صندوق
در تواضع ، چو خاك پاى على * در بلندى رتبه چون عيوق
هامش
( 1 ) - هان ، لعنت خدا بر ستمگران باد . قرآن مجيد ، سورهء 11 ، آيهء 18 .
( 2 ) - تقيه ، دين من و دين پدران من است .
( 3 ) - همان شهر نخشب .