حبذا شهر سمرقند پسند * گلخنش خوشتر ز فرخار « 1 » و چگل « 2 »
حبذا اركنج و جانپرور خجند * آن دو خلدآيين دلكش آب و گل
آفرين بر شهر سبز چون بهشت * آن خوشآب با هواى معتدل
حبذا قرشى و قوقان ، تاشكند * غمّ و هم گردد در آنها مضمحل
آفرين بر تبّت و بر كاشغر * در حلاوت ، اين دو جا به از عسل
بر ختا و چين و ماچين و ختن * آفرين ، صد آفرين از اهل دل
از رى و گرگان و كرمان و عراق * فارس و خوزستان و رشت خوشمحل
وز خراسان و ز آذربايجان * خاصه شيراز و صفاهان اجل
خوان به تركستان ، سراسر تا به چين * آيت لطف و صفا دور از مخل
حبّذا ايران ، سراسر ، حبّذا * آن خوشاقليم سعادتمشتمل
مظهر حسن سليقه ، آن و بس * هست ناياب اندر آن كشور ، پچل
حاى شيرانست ايرانِ گزين * گربهء آن بر درد فيل و ابل
آصف عارف ، چنين گويد سخن * نگذرد از رسم ما قل و دل
خلاصهء كلام حكمتنظام ، آنكه حاجى امير بابا خان والاشأن مذكور ، مدت چهل سال بر مسند حكمرانى ، برقرار و به حسن سلوك ، بر اهل شهر و بلوك بخارا و ساير بلاد ماوراء النهر ، ديوان بيگى و صاحباختيار و ذخيرهء نقدش بهقدر ده كرور سيم و زر احمر و ذخيرهء جنسش از حد و مر ، افزونتر شد . و چهار باغ بخارا كه در خوبى و مرغوبى و خوشى و دلكشى و انهار و اشجار و عمارات عاليه و آراستگى و پيراستگى ، رشكارم ذات العماد مىباشد ، از بناهاى آن فردوسمكان است . و خانوادهاش به دولت و عزت ، در تركستان ، بر جا و تا قيامت ، از شفقت ملوك خوشسلوك آن مرز و بوم نيكورسوم ، بساط عيش و عشرت ايشان گسترده و مهيا خواهد بود . انشاء اللّه تعالى .
هامش
( 1 ) - در تركستان .
( 2 ) - ناحيهاى در جنوب خلخ در تركستان .