كانهم حمر مستنفره فرت من قسوره « 1 » ، به جانب عراق ، روى آوردند .
بهقدر دوازدههزار نفر از قشونش ، از طوايف مختلفه ، در جنگل بىكرانهء مازندران ، اسير تركمان و كوكلان و يموت گرديدند كه ايشان را دستبسته ، به جانب قبة الاسلام « 2 » ، بخارا و سمرقند و ارگنج « 3 » و خجند « 4 » و ساير بلاد و شهرهاى تركستان بردند و همه را بندهوار فروختند .
يكى از آن اسراى مذكوره ، يكه بهادر رزمجوى رستمشمايل و يگانهپهلوان پرخاشگر بهرامدل ، شمع فروزان شبستان امانت و ديانت ، شحنهء سيّاس گروه مجرمين و سفاك اهل خيانت ، خالوى مصنف اين كتاب مستطاب ، چاكر اخلاصشعار حضرت صاحب الامر امامتمدار ، ميرزا محمد هاشم آصف تخلص ، شهير به صمصام الدوله و شمس الوزرا و رستم الحكماى حشمتمآب كهف الحاج ، حاجى امير بابا خان ، ديوان بيگى بخارا و سمرقند و خيوه « 5 » و خجند مىباشد كه در سن پانزده سالگى ، او را به اسيرى بردند و بعون اللّه تعالى كه در اركنج خوش و خجند دلكش و بخاراى شريف و سمرقند لطيف ، در عصر چهار پادشاه والاجاه گردونبارگاه فريدوندستگاه ، يعنى محمد رحيم خان اركنجى و ابو الفيض پادشاه و سلطان دانيال و شاه مراد فرخنده بنياد والانژاد عدالتگستر اسلامپناه شريعتپرور غازى فى سبيل اللّه ، سلطان چنگيزشأن ، امير تيمور شوكت و فر ، عليه ما يستحق من اللّه العزيز الحكيم العليم الخبير العادل الجبار . قال اللّه تعالى فى كتابه الكريم : « و كفى بربك « 6 » بذنوب عباده خبيرا بصيرا » « 7 » و ايضا : « الا
هامش
( 1 ) - به خران رمندهاى مانند ؛ كه از پيش شيرى گريزان شده است . قرآن مجيد ، سورهء 74 ، آيات 51 - 50 .
( 2 ) - لقب شهر بلخ است .
( 3 ) - اصل : اركنج .
( 4 ) - در ماوراء النهر .
( 5 ) - در ازبكستان .
( 6 ) - در اصل ندارد .
( 7 ) - و پروردگار تو به گناهان بندگانش بس آگاه و بيناست . قرآن مجيد ، سورهء 17 ، آيهء 17 .