عام نمايد . درويش خاكى شاه افغان كه مجموعهء كمالات و كرامات و مقامات و مخزن اسرار غريبه و عجيبه بود ، آن والاجاه را از اين ارادهء بد ، نهى و منع نمود و آن والاجاه ، نصيحت و شفاعتش را پذيرفت و او را ممنون نمود . و از شيراز به اصفاهان آمد و حاكمى در شيراز برقرار نمود . و چون به قصبهء قمشه رسيد ، در به رويش نگشودند و اطاعتش ننمودند . عالىجاه فتح على خان افشار را با لشكر بسيار و توپخانه ، مأمور به تسخير آن حصن حصين نمود و خود با دستگاه پادشاهى و دبدبهء والاجاهى و استقبال و پاانداز ، وارد شهر اصفهان گرديد .
چون بعضى از قراى سميرم ، سر از فرمان والاجاه آزاد خان پيچيدند ، حسب الامر آن والاجاه ، عالىجاه فتح على خان افشار ، بعد از محاصره نمودن ، قلعههاى بامتانت ايشان را مسخر نموده ، به ضرب توپ و خمپاره ، بسيارى از مردان آنها را به قتل رساندند و زنان و دختران ايشان را به اسيرى به شهرها بردند و اموالشان را به غارت و تاراج بردند . و قصبهء قمشه ، من توابع اصفاهان كه بسيار خوش آب و هوا و در آراستگى و پيراستگى و كثرت حدايق و بساتين محكم ، مانند اصفاهان با لطف و صفا بود و حصارى داشت بسيار محكم و استوار و اهلش هريك در پرخاشجويى ، مانند اسفنديار بودند ، فرمان والاجاه آزاد خان را امتثال ننمودند و در جنگ و جدال و فساد و فتنه بر روى خود گشودند .
پس عالىجاه فتح على خان افشار اروميهاى كه سالارى بود نامدار و سردارى بود بااقتدار ، حسب الامر والاجاه آزاد خان ، با لشكرى جرار ، همه پرخاشجو و خونخوار ، از افغان و ازبك و بلوچ و اتراك و الوار و اكراد ، آن حصن حصين را محاصره نمود و از درون و بيرون ، بسيارى به جنگ و جدل ، مقتول گرديدند . و آخر الامر به ضرب توپ و خمپاره ، آن حصار استوار را مانند دل عشاق هجرانكشيده ، خراب نمودند و تا سه روز ،
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )
ص٢٧٢