تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
و بسيارى از افغان و ازبك را كشتند و بسيارى از بيم گريختند . چون اسم كريم را شنيدند ، پس مال و اسباب ايشان را ضبط نمودند و از سمت لرستان ، خود را در شيراز به والاجاه كريم خان رساندند . والاجاه كريم خان ، منزل‌به‌منزل از پيش مىرفت و والاجاه آزاد خان از عقب وى مىرفت ، تا آن‌كه از شيراز گذشتند و به دشتستان « 1 » فارس رسيدند . رئيس احمد شاه دشستانى ، با پنج‌هزار نفر سوار تفنگچى ، به امداد والاجاه كريم خان آمد و به اردوى وى ملحق گرديد . و رستم خان خشتى ، با دوهزار نفر سوار و تفنگچى به كمك آن والاجاه آمد . پس والاجاه كريم خان ، استقلالى يافته ، مانند پيل دمان و شير ژيان ، رو به جانب والاجاه آزاد خان آمد ، با دبدبهء دستگاه والاجاهى . چون دو لشكر كينه‌ور ، مانند دو بحر زخّار « 2 » به هم رسيدند و تلاقى فئتين شد ، فى الفور از دو جانب به ترتيب نظام صف‌ها آراسته و غوكوس [ و ] كوركه و كرناى از طرفين برخاسته گرديد و آتش محاربه ، چنان شعله‌ور گرديد و زبانه كشيد كه خشك و تر را بسوخت و شراره و دخانش بر فلك خاكسترى رسيد . و از دو طرف ، دليران بىشمار و دلاوران بىشمار ، به ضرب شمشير آبدار و تير شهاب‌كردار و گلولهء توپ و تفنگ آتش‌بار ، بر خاك هلاك افتادند . آخر الامر ، موافق آيهء كريمهء « و كم من « 3 » فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن اللّه » « 4 » شكست فاحشى در لشكر هزيمت‌اثر والاجاه آزاد خان افتاد و همهء سپاهش متفرق و منهزم گرديدند . لابد و ناچار ، خفيف و خوار ، از آن سفر نحوست اثربار ، اضطرارا « 5 » بازگشت نموده ، به شيراز آمد و از روى غيظ و غضب ، اراده نمود كه شهر شيراز را قتل
هامش
( 1 ) - ناحيهء وسيعى از گرمسيرات فارس ، ميان جنوب و غرب شيراز . ( 2 ) - اصل : ذخار . ( 3 ) - در اصل ندارد . ( 4 ) - بسا گروهى اندك كه بر گروهى بسيار ، به اذن خدا پيروز شدند . قرآن مجيد ، سورهء 2 ، آيهء 249 . ( 5 ) - اصل : اضطرار .