واجب مىدانستند ، در خفا و در گوشه و كنار ، بسيار شيعيان را مىكشتند و آزار مىنمودند .
آنچه از ظلم و جور و تعدى كه بروز مىنمود و به عرض آن عالىجاه مىرسيد ، البته موافق حق و حساب ، انتقام و سياست مىنمود . اتفاقا روزى با دبدبهء پادشاهى ، از راهى مىگذشت . غلام مقربش با نيزه ، يك دانه انارى را از دكان ميوهفروشى ربود .
ميوهفروش ، فرياد برآورد . آن عالىجاه شنيد . عنان كشيد و فرمود شكم آن غلام را پاره كردند .
در آن زمان ، والاجاه خاقان عيوقشأن ، محمد حسن خان صفوى و قاجار ، در شهر استرآباد ، مملكت مازندران و خراسان و گيلان را در حيطهء تصرف و در قبضهء مالكيت داشت . و عالىجاه كريم خان وكيل الدولهء زند همتبلند در شهر شيراز ، فارس و خوزستان و لرستان را در تحت حكم خود داشت . و عالىجاه آزاد خان ، دار السلطنهء اصفاهان و قلمرو على شكر و قم و كاشان و رى را در ضبط و تصرف خود داشت .
چون عالىجاه كريم خان وكيل الدوله در فارس ، استقلالى يافته ، اسباب و آلات پادشاهى چنان كه شايد و بايد مرتب و مهيا نموده و والاجاه شاه اسماعيل را در شهر شيراز با عالىجاه صادق خان برادر صلبى و بطنى خود كه او را بيگلر بيگى فارس نموده به شهر شيراز ، با دستور العمل شافىكافى حكيمانه متمكن و برقرار نموده و خود با لشكرى آراسته و پيراسته به قدر پنج شش هزار نفر عازم تسخير اصفاهان گرديد .
چون به نيمهء راه رسيد عالىجاه آزاد خان بر آن اطلاع يافته ، با سىهزار نفر لشكر آراسته از جميع طوايف ، با دستگاه و دبدبه و كوكبهء پادشاهى ، با آتشخانه ، از شهر اصفاهان ، بيرون آمده و به جانب خصم ، روان گرديد .
در حدود قمشه ، به صحرايى پهناور ، تلاقى فئتين گرديد . از دو جانب ، به ترتيب و نظام خاص ، صفها آراسته و از طرفين ، رزمجويان نامور ، خود را به آلات و اسباب ،
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )
ص٢٦٨