تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
كوكبه و دستگاه شاهانه رفته ، شهر شيراز پر نعمت و ناز را محل اقامت و مقر خود نمود و عالىجاه شيخ على خان زند ، عالىجاه صالح خان - حاكم بالاستقلال فارس - را كه سرايل طايفهء بيات بود ، به يك ضرب عمود ، روانه به جانب بهشت عنبرسرشت نمود و بعضى از بلوكات و نواحى شيراز ، فرمان‌بردار و خدمتگذار و بعضى در قيد نافرمانى و سركشى ، گرفتار و عالىجاه كريم خان به تهيهء اسباب آلات رياست و فرمانفرمايى ، مشغول گرديده و مخالف دستور العمل عالىجاه على مردان خان مختار الدوله رفتار مىنمود ، كيفيت رفتارش را جاسوسان هوشمند به عرض عالىجاه على مردان خان مختار الدوله رسانيدند . آن عالىجاه ، دولتخواهان خردمند و ارباب حل و عقد را طلب فرمود و داستان را بيان نمود و فرمود : « در اين باب ، چه مىگوييد ؟ » عرض نمودند كه : « از حركات و سكنات و اطوار توشمال كريم خان وكيل الدوله ، بوى دعوى پادشاهى به مشام خرد مىرسد و گويا مىخواهد در لباس وكالت ، به فنون عيارى و مكارى ، سلطنت را ضبط نمايد ؛ و آن روزى كه مىخواستى او را در پى اين خدمت ، روانه فرمايى و با ما مشورت فرمودى و ما به خدمت عرض نموديم كه مصلحت نيست ، از ما نپذيرفتى . اكنون چارهء او نمودن ، كمال صعوبت و اشكال دارد . » آن عالىجاه خنديد و فرمود : « مىفرستم چكمه‌هايش را پر از ريگ به گردنش انداخته ، با دست بسته و خوارى مىآورندش . » و آمد به ديوانخانه نشست و خوانين زند و ديگران برابرش به ترتيب ، سر فرود آورده و ايستادند . آن عالىجاه ، شروع نمود به مذمت نمودن توشمال كريم خان و نسبت نمك‌به‌حرامى و خيانت به او دادن و دشنام بسيار به او گفته . خوانين زند از آن عالىجاه رنجيدند و كينهء او را در دل گرفتند . و عالىجاه محمد خان كه سرايل زند بود ، دو - سه روز به سلام ديوانخانه حاضر نشد . عالىجاه على مردان خان مختار الدوله ، به كنار آرخالق ، عباى نازكى به دوش گرفته ، بى شمشير و خنجر ، سوار شد كه به منزل محمد خان زند مذكور بيايد ، به نيت استمالت و
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 266 | محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء ) / ميترا مهرآبادى