عذرخواهى . خبر به محمد خان دادند . محمد خان ، شمشير و خنجر خود را بست و به توابع خود گفت : « كشتن على مردان خان در عهدهء من و كشتن توابع او در عهدهء شما . » و با توابع خود ، همه ، آلات و يراق حرب بسته ، به استقبال عالىجاه على مردان خان ، بيرون آمدند .
چون عالىجاه على مردان خان از اسب فرود آمد و به پيش رو روان گرديد ، ناگاه از عقب ، محمد خان ، شمشير به گردن على مردان خان زد و سرش بر زمين افتاد ؛ و يكى از توابع على مردان خان ، شمشير بر سر محمد خان زد . به قدر عرقچينى ، كاسهء سرش را انداخت . و خوانين زند ، شمشيرها برآوردند و توابع على مردان خان را قتل و غارت كردند . و والاجاه شاه اسماعيل را با لشكر و عملهجات و اسباب و آلات و دستگاه و احمال و اثقال پادشاهى ، با آداب و عزت و احترام ، برداشته و به شيراز بردند . و عالىجاه كريم خان وكيل الدوله ، قوت و استعدادش بيش شده ، والاجاه شاه اسماعيل مذكور را بر مسند شاهى نشانيده و او را شاه در همه امور ، ساكت و بىاختيار ، و خود ، وكيل صاحباختيار و فرمانفرماى كامگار شد .
مقارن اين حال ، عالىجاه فتح على خان - سرايل افشار اروميهاى - عالىجاه آزاد خان افغان را كه صاحب طايفه و لشكر و سپاه و طبل و علم و آتشخانه و دستگاه سالارى بود ، به اصفاهان آورده و او را بر مسند پادشاهى نشانيد و كمر خدمت بر ميان بست . و قلمرو عراق ، با بعضى از بلاد آذربايجان را به تصرف درآوردند .
عالىجاه آزاد خان ، سلطانى بود با عدل و انصاف . در احكام ، بسيار دقيق و غوررس و موشكاف و بسيار رؤف و عطوف و خوشسيرت و خوبصورت و فراخحوصله و باشجاعت و باسخاوت و باحيا و با مروت و باوفا بوده . و در رياست ، صاحب حسن سياست بوده و اخلاق حسنه و آداب مستحسنه در وى جمع بوده و در حلم و وقار و حسن قريحه و خوبى اطوار ، بىنظير بوده . اما اكثر لشكرش از اهل سنت ، يعنى افغان و ازبك و بلوچ و غير ايشان كه موافق مذهب حنفى ، قتل و اذيت و آزار نمودن شيعيان را
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )
ص٢٦٧