تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
و توشمال كريم خان زند مذكور را وكيل دولت قرار داد . و خود به خدمت شاه ، شرفياب نمىشد و هنگام ضرورت ، شاه را طلب مىنمود و جارچى ، فرياد مىكرد كه : « اى شاه ، بيا كه خان ، تو را مىخواهد . » عاليجاهان على مردان خان و توشمال كريم خان زند شيرگير ، ميگسار و شاهدباز و به رود و سرود ، ميلى تمام داشتند و به عياشى ، روز را به شب و شب را به روز به سر مىبردند . و عالىجاه ابو الفتح خان ، عالىجاه على مردان خان را حقير مىشمرد و با او به درشتى مكالمه مىنمود . اتفاقا على مردان خان ، در حالت مستى ، از سخن درشت عالىجاه ابو الفتح خان ، متغير شده و تبرزينى در دست داشت . بر فرق مبارك عالىجاه ابو الفتح خان فرود آورد و آن عالىجاه را به درجهء شهادت رساند و بعد پشيمان شد و به آئين پادشاهى ، آن شهيد مرحوم را دفن و كفن نمود و قواعد تعزيت به‌جا آورد . و بازماندگانش را با عذرخواهى ، نوازش نمود و تمشيت امور اصفهان و توابع و كاشان و قم و توابع و قلمرو على شكر و قزوين و رى ، مع توابع و كرمانشاهان و همدان ، مع توابع و يزد و كرمان و توابع داد . عالىجاه كريم خان را كه وكيل الدوله بود ، به سردارى ، با دستگاهى كه شايد و بايد ، به جانب فارس روانه نمود ، به اتفاق عالىجاه شيخ على خان زند . و عالىجاه محمد خان زند را با چند نفر از خويشانش نزد خود نگاه داشت . معاملات و داد و ستد ديوانى را موافق دفترهاى نادر پادشاهى به طريقهء ثلث و خمس و صادريات و عوارض حسابى قرار داد و حاكم با تمييزى ، با دستور العمل به جهت نظم و نسق ، و كارخانه آقاسى به جهت جمع‌آورى و اخذ و ضبط ماليات ديوانى حبه « 1 » و دينار به جهت اصفاهان و بلاد متصرفهء ديگر ، معين و برقرار نمود و والاجاه شاه اسماعيل فرمان‌بردار را با خود برداشته ، به جانب لرستان ، روانه گرديد .
هامش
( 1 ) - يك‌ششم دانگ ( واحد پول كوچك ) .