[ كريم خان زند و محمد حسن خان قاجار ] در بيان رزم شهنشاهزادهء والاتبار ، محمد حسن خان - از جانب پدر ، صفوى و از جانب مادر ، قاجار - با سردار ابراهيم شاه كامگار
محمد حسن خان والاتبار * ظفرمند شهزادهء نامدار
به سوى سواران به هنگام جنگ * بيفكند چل دانه تير خدنگ
بسى را بيفكند بر روى خاك * بسى را نمودى بدن چاكچاك
خدنگى به زانوى سردار زد * يكى برقكى بر شب تار زد
بيفتاد سردار و اسبش به خاك * از ايشان گذشته خدنگ هلاك
به شمشير بعضى دوتا نيمه كرد * سراسر سپه را سراسيمه كرد
به مانند برق از نظرشان بجَست * به يارى يزدان ز دشمن برست
بماندند از كار وى جمله مات * ولى پا بلغزيدشان از ثبات
بنازم به آن يكهسالار نيو * كه گشتى در آخر به ايران ، خديو
آغاز داستان سلطنت و شهريارى و جهانبانى و كامگارى سلطان ظفر توأمان ، خاقان ممالكستان ، خسرو عدالتگستر ، داراى رعيتپرور ، صاحب صفات حسنهء اخلاق مستحسنه ، السلطان بن السلطان ، خاقان بن خاقان ، قاآن خلد آشيان محمد حسن خان ، ولد صرف شهنشاه جنتمكان ، شاه سلطان حسين موسوى صفوى ، بهادر خان كه مادرش دختر حسين قلى خان قاجار و خواهرزادهء بكنج خان تركمان بوده و در حبالهء شاه سلطان حسين بوده . و مرحوم فتحعلى خان قاجار در محاربهء افغان ، خدمت عظيمى به شاه خلد آشيان مذكور نموده و آن والاجاه ، زن آبستن خود را به جايزه به خدمت آن عالىجاه ، به طريقهء شرع انور بخشيد ، صريحا ، يقينا و در اين قول ، شكى نى .