تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
شعار خود نما - كه انصاف ، از همهء صفات حسنه ، بهتر است . ما و تو و اين درويش ، در بشريت با هم برادريم . دولت و نعمت و زر و زيور و اسباب دنيوى را ما و تو ضبط نموده‌ايم و اين درويش فقير ، عريان و برهنه است . دلش تنگ است . هرچه مىخواهد ، بگويد . از گفتار او نقصى به سلطنت ما به هم نمىرسد . » و به اندرون خانهء خود رفت . غرض ، آن‌كه والاجاه خلد آشيانى ، احمد پادشاه دادگستر رعيت‌پرور ، در كشتن اللّه يار خان ظالم بىرحم و توابعش ، والاهمتى نمود . واه ، واه . و از روى دانش و بينش و تدبير و مآل‌انديشى ، به‌سبب اين فعل خير همه‌كس پسندى كه از وى صادر شد ، ابواب تحسين و آفرين اولو الالباب را بر روى خود گشود . غفر اللّه له و لوالديه و طاب ثراه و جعل الجنة مثواه ، يا اعدل العالمين ، يا اعدل « 1 » العالمين . به اقتضاى حكمت غرا ، رستم الحكماى عالم‌آرا ، در تعريف و توصيف و تحسين شهنشاه جمشيدجاه فريدون‌دستگاه ، حقيقت ظل اللّه ، مسلم مؤمن ، مورد الطاف يزدانى ، احمد پادشاه افغان درانى ، اين چند بيت را عرض نمود :
به فرمان سلطان جم‌اقتدار * جهان‌دار ، احمد شه تاجدار خداوند احسان و جود و كرم * خداوند اقبال و ملك و حشم خداوند حلم و وقار و ادب * خداوند عز و جلال و نسب سپاه قزلباش با زيب و فرّ * همه شيعهء حيدر نامور به شمشير و خنجر ، به گرز و سنان * به تير و تبر ، دشنهء جان‌ستان بكشتند مردانه ، اللّه يار * ابا لشكران دد نابكار از آن ظالمان ، جوى خون شد روان * مكافاتشان شد ز گردون ، چنان شود كار ظالم ، در آخر ، تباه * نكوكار مانَد به لطف إله ستم ، عمر ، كوته كند بىگمان * ستمكار ، رسوار بوَد در جهان
هامش
( 1 ) - اصل : عدل .