عظمتمدار خاقانى ، مأمور بوده ، در كمال سعى و اهتمام ، از قوه به فعل آورد و به قيام و اقدام او به انجام رسيد . يعنى بلاد و ولايات بسيار را متصرف شد و مسخر نمود و مطيعين را با احسان و انعام ، نوازش نمود و ياغيان و طاغيان و متمردان را به تيغ تيز ، هلاك و تنهاى بىسر نمود .
بعد از به انجام رسانيدن خدمات مقضى المرام ، به دار السلطنهء اصفاهان ، به خاك پاى شهنشاه كامران ، مشرف شد و مقرون به تفقدات و الطاف پادشاهى گرديد و حسب الامر الاشرف الاعلى ، در شهر اصفاهان ، روبروى در تالار طويلهء شاه عباسى ، به پشت تالار فوقانى علىقاپى ، گنبد وسيع عالى ساخت ، بهجهت صوفيان صافىضمير صاحب ذكر و آن را مسمى به توحيدخانه نمود . و به سبب حسن خدمات آن عالىجاه ، دمبهدم ، دقيقه بهدقيقه ، ساعتبهساعت ، روزبهروز ، الطاف و عنايات پادشاه جمجاه ، دربارهء او بيشتر مىشد . پادشاه جمجاه ، چنان فريفتهء او شد كه همهء امور پادشاهى و مهمّات جهانپناهى را به وى واگذاشت و او را صاحباختيار كل فرمود .
بعضى از خدمتگذاران اخلاصشعار زيرك دقيقهفهم ، به پادشاه جمجاه ، در خفا عرض نمودند كه : « جام آب را كجدار و مريز . باخبر باش كه آنچه ما از رفتار عالىجاه ، تهماسب قلى خان ، احساس و استنباط نموديم ، هواى سلطنت در دماغ دارد و آخر ، تو را معزول گوشهنشين خواهد نمود . پادشاه جمجاه ، از روى غرور ، از عرض اين مطلب ، بسيار خنديد و به عالىجاه ، تهماسب قلى خان ، اين مطلب را بروز داد . و عالىجاه معظم اليه ، به طول زمان ، متدرجا آن اشخاص را متضرر و متأذى نموده ، ديگر كسى جرأت ننمود كه به آن پادشاه جمجاه ، طريقهء دولتخواهى ، از اين قبيل نمايد . و چون پادشاه جمجاه ، در دادن رتبه و مواجب حقوق و انعام و احسان عملهجات ، تكاهل و اهمال مىورزيد ، همين طريقه ، باعث تنفر خدم و حشم از آن والاجاه شد . و عالىجاه ، تهماسب قلى خان ، ايشان را از خود راضى مىنمود و ايشان را به احسان و انعام ، مايل و مريد خود نمود .
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )
ص١٩٨