تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
تكبّر ، خدا را برازنده است * كه او لايموت است و پاينده است ز كبر و منى دوريت خَوش بوَد * تواضع ، تو را خوب و دلكش بود
اما بعد ، چون خبر مقهور و مغلوب شدن و پراكنده گرديدن والاجاه ، شاه اشرف افغان و اتباعش و خبر وحشت‌اثر شهادت سلطان جمشيدنشان ، به سمع شريف نواب مالك‌رقاب وليعهدى ، تهماسب ميرزا رسيد ، به سبب شهادت پدر بزرگوار ، بسيار مغموم و مهموم و نالان و گريان و به علت مقهور گرديدن و منهزم و متفرق شدن اعدا ، بسيار خرم و شامان گرديدند . بعد از گريه و ناله و زارى و سوگوارى و آداب و رسوم ماتم‌دارى شاهانه ، از خطهء خراسان ، عازم شهر اردبيل گشته و بر سر مرقد مطهر حضرت قطب الاقطاب ، مخزن اسرار ربانى ، بحر علوم فضائل سبحانى ، سلالة السادات و النجبا ، شيخ المشايخ ، شيخ صفىّ الدين ، نور اللّه مرقده « 1 » ، به دأب و رويهء آباى كامكار خود ، در بهترين ساعات و مبارك‌ترين اوقات ، با سور پرسرور و طرب خسروانه ، با انعام و احسان و جود و كرم بىحد و كرانه ، به ديهيم و افسر و چتر و كمر و سرير و نگين و باقى زيور و پيرايهء پادشاهى ، خود را به فيروزى آراست و با كمال عز و تمكين و با دبدبهء پادشاهى و كوكبهء عالم‌پناهى ، به‌جانب دار السلطنهء اصفاهان شتافت . به‌سبب ورود خيريّت نمودش ، اهل اصفاهان ، بالطّوع و الرّغبه ، همهء كاروان‌سراها و بازارها را به اقسام زينت‌ها آراستند و مدت يك ماه ، چراغان نمودند و از هرجانب ، در محافل ، طنطنهء كوس و كوركه و صداى نقاره و نالهء نى و آواز سرناى و نغمهء مغنيان خوش‌آواز دلكش‌گفتار و از هرطرف ، در مجالس ، نغمهء چنگ و چغانه و عود و رود و رباب و بربط و « 2 » موسيقار و رقص رقاصان ماه‌طلعت سمن‌بر سروقد گل‌رخسار و بازى بازيگران پرعشوه و ناز و كرشمه و غمزه‌پرداز پرىسيماى دين و دل‌رباى نغز حركات و سكنات شيرين‌كردار و در هر كاخ و حجره و كلبه و قصر و غرفه و كاشانه و در هر باغ
هامش
( 1 ) - خداوند ، مزار او را نورانى گرداناد . ( 2 ) - در اصل ندارد .
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 194 | محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء ) / ميترا مهرآبادى