تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

[ داستان تربيت كردن فتح على خان قاجار ، تهماسب ميرزا را ]

داستان تربيت نمودن خلد آشيان ، فتح على خان ، امير الامراى قاجار تيمورى ، نواب وليعهدى ، تهماسب ميرزا - ولىنعمت‌زادهء خود - را و به جهت وى ، اسباب پادشاهى چيدن و آلات و ادوات سلطنت ، فراهم آوردن و خدمات مخلصانه به وى نمودن : اما بعد ، عالىجاه نتيجة الخوانين ، فخر الامرا ، فتح على خان قاجار تيمورى ، به تربيت نواب اقدس اشرف مالك رقاب وليعهدى ، تهماسب ميرزا مشغول بود و در ركاب ظفر انتسابش از اصفاهان به رى و از رى به قزوين و از قزوين به دار المرز مازندران و به شهر استر آباد ، مدتى توقف نمود . و در آنجا دختر حسين قلى آقاى قاجار كه مدخولهء سلطان جمشيدنشان بود و از آن والاجاه ، به قانون شرع انور ، او را به عالىجاه فخر الامراء مذكور بخشيده بود ، خاقان عيوق‌شأن ، محمد حسن خان را زاييد . و عالىجاه فخر الامرا فتح على خان قاجار تيمورى ، در خدمت نواب مالك‌رقاب اقدس ، تهماسب ميرزا ، حدود طبرستان را مسخر نموده و تمشيت داده و به جانب خراسان ، توجه نموده و بسيارى از بلاد و قراى محكمهء خراسان را مسخر نموده و عازم تسخير مشهد مقدس كه شهر توس باشد ، گرديد . ملك محمود نام سيستانى ، در آن شهر ، حاكم بالاستقلال بود . پس آن شهر را محاصره نمودند و محاربه و مقاتله ، فيما بين ايشان بسيار روى داده و محاصره به طول انجاميد . در آن‌وقت ، به عرض نواب اقدس ، تهماسب ميرزا رساندند كه : « ندر قلى خان نام قرخلو « 1 » در ابيورد ، رشيد و صاحب آوازه شده و بسيار دلير و جنگجو و دلاور است . اگر فرمان دهى او را به خاك پاى و الا ، حاضر نمايند ، اين قلعه را زود مفتوح نمايد . » پس
هامش
( 1 ) - يكى از طوايف ترك قشقايى .