تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
گوركانى مذكور مىباشيم و با تو ، فى الحقيقت ، خويشاوندى داريم و در اين وقت ، سررشتهء كار جهانبانى ، از دست ما بيرون رفته و متحيّر و حيران مانده‌ايم . تو به هر قسمى كه به اخلاص مىتوانى خدمت و اعانت به ما بكنى ، بكن . » عالىجاه ، فتح على خان قاجار ، عرض نمود كه : « جهان‌پناها ، يك شاهزاده‌اى به من شفقت بفرما تا چاره‌اى بكنم . فرمود : « برو دمورقاپى و هر شاهزاده‌اى كه مىخواهى ، بيرون آور و به هر قسم كه صلاح مىدانى ، از براى وى ، اساس برپا كن و اسباب بچين و به كار خود ، مشغول شو . خدا ، معين تو باد . . . » و او را پيش طلبيده و رويش را بوسيد و فرمود : « مأمورى به آنچه صلاح دانى و توانى بكنى كه خدا از تو راضى باد . »