تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
خنجرگذار « 1 » عمود بر دست مضراب‌افكن نيزه‌دار با رايت ظفرآيت و كوس و كوركه اسكندرى ، به جانب دشمنان ، روانه گرديدند و از دروازهء ماربانان ، بيرون رفتند و از پشت باغ سلطان جمشيدنشان ، رفتند . چون افاغنه از اين هنگامه ، آگاهى يافتند ، به‌قدر بيست‌هزار نفر ، سوار خونخوار ، علم‌ها برافراختند و مانند گرگان تيزچنگال ، به قصد قزلباش‌ها ، از هر طرف تاختند . پس ، از دو جانب ، صف‌ها به ترتيب ، بسته و دلسپند ، و طنطنهء كوس و كوركه و نالهء كرناى ، بلند شد . و دليران رزمجو ، از دو طرف ، شمشيرها از نيام ، بيرون آورده و به خون همدگر ، ملوّن و دلاوران پرخاش‌گر ، به ضرب تيغ آبدار و خنجر برّان ، تن‌ها ، بىسر و سرها ، بىتن نمودند . و ناوك‌هاى زره‌شكاف ، از هرطرف بر تن‌ها كارگر ، مانند مژگان چشم بتان طنّاز . و هاىوهو و غوغا و گيرودار ، به مرتبه‌اى بلند شد كه گوش كرّ و بيان ملاء اعلى ، از شنيدن آن ، كر و با گزند شد و جوى خون از آن ميدان ، روان شد . مؤلف اين كتاب مستطاب ، آصف العصر ، رستم الحكما چنين گويد
ز قلب سپه ، شاه فرخنده‌پى * برانگيخت باره ، همى كرد هى به كف اندرون تيغ برّان تيز * ز هر سو عدو كرد از آن ريزه‌ريز به هركس ز كين ، مهرسان تيغ آخت * يكى را چو جوزا دو پيكر بساخت به هركس كه مىزد عمود ، آن زرنگ * تو گفتى كه بر شيشه مىكوفت سنگ به هركس كه افكند تير از كمان * پريد از تنش مرغ جان ، بىگمان به هركس كه زوبين به مردى فكند * ز زين بر زمين خفت بىچون و چند فلك گفت در مدح آن جم‌كلاه * شهان را بوَد شاه ، تهماسب شاه دليران قاجار تيموريان * رساندند بر دشمن شه زيان
هامش
( 1 ) - اصل : خنجرگداز .