مىداند و به جهت زوال دولت شاه ، نذرها مىنمودند كه شايد به شوهرى برسند ، چه اگر تيمارچى يا قاطرچى يا ساربان باشد .
منجّمين مىآمدند و به خدمتش عرض مىنمودند كه : « ستارهء اصفاهان ، مشتريست .
احتراق يافته و در و بال افتاده . از و بال ، بيرون خواهد آمد و مقارنهء نحسين شده بود ، بعد ، مقارنه سعدين مىشود . و ناگاه دشمنانت مانند بنات النعش « 1 » ، متفرّق و پراكنده مىشوند . و خداى تعالى ، اين اساس را برپا نموده كه قوّت طالع تو را بر عالميان ، ظاهر گرداند . »
و صاحب تسخيرها مىآمدند و به خدمت آن افتخار ملوك ، عرض مىكردند كه : « ما متعهّد مىباشيم كه هفت چله ، پىدرپى درمندل « 2 » ، در خلوتى ، عبد الرّحمان - پادشاه جنّ - را با پنجهزار كس از جنيّان ، بر دشمنان تو ، غالب و مسلط كنيم كه در يك شب ، احدى از دشمنان تو را زنده نگذارند . »
و درويشان مىآمدند و به خدمتش عرض مىنمودند كه : « به همّت مولاى درويشان ، به فيض نفس ، بدخواهان تو را نيست و نابود خواهيم كرد . » و از سركار فيض آثار اعلى ، بهجهت اين خدمات نيرنگآميز ، اخراجات مىگرفتند و مىرفتند كه قواعد چلهنشينى و خدمات ديگر بهجا آورند .
و بعضى از صلحا مىآمدند و به خدمتش عرض مىنمودند كه : « عريضه بنويسيد به خدمت امام غايب ، حضرت صاحب الامر ( ع ) و آن را به مشمّع نهيد و در آب روان اندازيد كه حسين ابن روح « 3 » - ملازم آن جناب - به آن جناب خواهد رساند و آن جناب ، امداد و اعانت خواهد نمود . » روز و شب ، بهقدر هزار عريضه ، اهل حريم پادشاهى مىنوشتند و به آب جارى مىانداختند .
هامش
( 1 ) - مجموعهء هفت ستارهء مشهور به هفتاورنگ .
( 2 ) - دايرهاى كه براى احضار جنيان ، مىكشند و در ميان آن مىنشينند و به خواندن اورادى مىپردازند .
( 3 ) - ابو القاسم حسين بن روح نوبختى ، ايرانى ، نايب سوم حضرت امام زمان ( ع ) در قرن چهارم قمرى .