تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
فرخندهء تو و فيروزى طالع سعد تو بر جهانيان ظاهر گردد . توكل بر خدا كن و صبر ، پيشه كن و آرام داشته باش كه از قوت طاعت ، كار ، درست خواهد شد . » پس سلطان جمشيدنشان فرمود : « در اين مقام ، صبر و اعتماد بر قول بىفعل شما نخواهيم نمود . فرمان‌ها به جميع ولايت‌ها و قلمرو ايران بنويسيد و بفرستيد و عساكر راتبه‌خور ما را احضار نماييد . » فى الفور ، فرمان‌ها به اطراف و جوانب فرستادند و قشون قلمرو ايران را طلب نمودند ظاهرا و باطنا . محمد قلى خان تخماقلو كه وزير اعظم و اعتماد الدوله بود ، با وزراى ديگر مىنوشتند كه : « درآمدن ، توقف نماييد و تعجيل منماييد تا ببينيم كار ، چون خواهد شد . » و مقارن اين حال ، وزرا و امرا و باشيان و مقربين درگاه ، از راه نامردى و نمك به حرامى ، به والاجاه ، محمود خان و رؤساى افاغنه ، عريضه‌ها نوشتند كه : « در باب محاربه ، تعجيل نماييد كه اگر از قلمرو ايران ، قشون ، جمع آيند ، از شما ، يك نفر ، زنده ، بيرون نخواهد رفت . » پس افاغنه ، بنابر خواهش اركان دولت سلطانى ، در محاربه و مقاتله ، ساعى شدند و از هر طرف ، خلايق را مىكشتند و اسير مىنمودند . پس اركان دولت سلطانى ، به خاك پاى سلطان جمشيدنشان عرض نمودند كه : « به‌زودى مىبايد سردارى با قشون آراسته و پيراسته ، بيرون فرستاد . » فرمود : « هرچه صلاح دولت ما را بكنيد . » چون قشونى كه در پايهء سرير اعلا حاضر بودند ، از غلام و قورچى « 1 » و يساول و چنداول « 2 » و نسق‌چى و جارچى و امثال اينان و غيرهم ، همه ، محتاج و مفتاق و مضطر و بىآلات و اسباب و گرسنه بودند و بىقوت و بىحال و مضطرب و مفتخر بودند ، پس ناچار ، از نه بلوك و نواحى دار السلطنهء اصفاهان ، به قدر هفتادهزار نفر تفنگچى زبردست نشانه‌زن ، احضار
هامش
( 1 ) - سلاح‌دار . ( 2 ) - همان عقبه يا ساقه و دم سپاه كه براى محافظت آن از پشت سپاه مىآيند .