تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
ستم ، بد ، ستم ، بد ، ستم ، بد « 1 » بود * ستم كن ، لعين مؤبّد بود زهى عدل و داد و زهى عدل و داد * كه باشد به هركس زمام مراد جفا و ستم ، بدتر از كفر و شرك * بيا و بكن هر دو را زود ترك مكن ظلم بر كس ، تو از روى كين * كه باشد خدا ، اعدل العادلين بكن عدل ، اندر لباس ستم * مكن عكس اين و كن از عكس ، رم ز روز جزا ، خوف و انديشه كن * به خود ، عدل و انصاف را پيشه كن
هامش
( 1 ) اصل : بو .
رستم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 116 | محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء ) / ميترا مهرآبادى