چنين سلوك نمودند .
ايضا از جانب پادشاه تركستان ، رسولى با نامهء اخوت علامه ، نصايحآميز به درگاه جهانپناه خاقان جهانكدخدا آمد . اولياى دولت ايران ، با وى و عملهجاتش همچنين معامله نمودند .
ايضا ايلچىها از جانب ملوك ديگر آمدند . هريك را به قسمى و نوعى ، مفتضح نمودند .
علت امداد و اعانت نكردن ملوك و سلاطين با جاه و تمكين به آن سلطان جمشيدنشان ، در وقت مغلوب شدن و عاجز گرديدن از طايفهء افاغنه و نه ماه در محاصره ماندن و شهر اصفاهن را به قحط و غلا مبتلا كردن و آخر الامر ، مقهور و مغلوب و مخذول و منكوب گرديدن ، همين وقايح قباحتآميز گرديد . بعدا امناى دولت ، از روى مصلحتانديشى كار خود ، خسرو خان گرجى - والى تفليس - را با پسرش - گرگين خان - كه از مريدان علامة الزمانى حضرت فضايل مآبى صاحب كشف و كرامات و فضل و مقامات - آخوند ملا محمد باقر شيخ الاسلام ، شهير به مجلسى - بود ، به استصواب علما و فضلا و فقها ، حاكم و بيگلر بيگى كابل و قندهار و هرات نمودند و امير شمس الدين محمد كارخانه آقاسى گنج على خانى را به اتفاق وى روانه كردند به جهت ضبط و ربط نمودن حقوق ديوانى و ماليات سلطانى . و در آنوقت ، شيعيان با حماقت و رعونت بىمعرفت ، از مطالعهء مصنفات و مؤلفات علماى آنزمان ، چنان مىدانستند كه خون سنيان و مالشان و زنشان و فرزندشان حلال است ؛ همچنان كه سنيان با حماقت و رعونت بىمعرفت ، تلف نمودن جان و مال و عرض شيعه را واجب مىدانند . و ايندو طايفه در گرداب گمراهى ، غرقه مىباشند . « 1 » خدا هدايت نمايد ايشان را .
پس خسرو خان و گرگين خان و اتباع و عملهجاتش شروع نمودند به ايذا و آزار
هامش
( 1 ) - منظور ، متعصبان هر دو دين است .