من آل محمد بمحمد و آل محمد - صلوات اللّه عليهم اجمعين .
[ در حاشيه : و مؤيد اين است آنچه در نصوص الامامه شيخ حر روايت نموده از جابر كه گفت : سمعت ابا جعفر يقول : ان - عليه السلام - كان يقول : لا يزال الناس ينقصون حتى لا يقال اللّه فإذا كان ذلك ضرب يعسوب الدين بذنبه فيبعث اللّه قوما من أطرافها و يجيئون قزعا كقزع الخريف و اللّه إنى لأعرفهم و أعرف أسماءهم و قبائلهم و اسم أميرهم و مناخ ركابهم « 1 » .
پس فرمود : و طرح الفت مىاندازد اللّه تعالى در ميان ايشان ، پس بعد از آن مىگرداند خدا ايشان را متراكم ، يعنى بهم پيوسته و برهم نشسته كه كنايه از اتفاق بىنفاق ايشان باشد همچو ابرهاى متراكم پر باران . پس فرمود : مىگشايد اللّه تعالى از براى ايشان ابواب فتح و ظفر را و روان مىشوند مانند سيل از جاى خود برخاستن و پراكنده شدن خود همچو سيل باران سخت يا مانند سيل ارم مشهور در كتاب خدا به حيثيتى كه به سلامت نماند از آن سيل هيچ پشته زمينى كه كنايه از امراء باشد و منع نكند از آن سيل هيچ زمينى مرتفعى - كه كنايه از واليان ذى شأن باشد - و بازنگرداند ركن كوهى شرّ آن سيل را - كه كنايه از پادشاه تركمان سلطان مراد و الوند باشند و كوه اركانى مىدارد غافل مباش .
پس فرمود : ثابت قدم و سوار مىدارد اللّه تعالى ايشان را در ميانههاى وادىها - يعنى كوهستان و مملكت ايران خود ظاهر است
هامش
( 1 ) . غيبة طوسى : 477 .