تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
حجّته و لم يظهر لهم و قد علم أنّ أولياء لا يرتابون و لو علم أنّهم يرتابون ما غيّب حجّته عنهم طرفة عين و لا يكون ذلك إلا على رأس شرار النّاس « 1 » . پس توقع فرج به انحاى مختلف مىباشد ، چنانچه اهل علم مىدانند معنى آن را . و اللّه يعلم كه آرزومند فتحند از غير حجّتش ، يعنى از قبل پادشاهان ذى شأن از شيعيان مثل ليثيه و آل بويه و صفويه [ در اصل : صفاريه ] و امثال ايشان و فرمود و منتظر راحت و گشايشند از غير مطلعش ( كه پادشاهان باشند غير صاحب الزمان ) كه كنايه از غير امام زمان باشد . پس فرمود : هر گروهى از ايشان چنگ زننده‌اند به شاخى از آن اصل و فرا گيرنده‌اند آن شاخ را كه كنايه از علماى حق و پادشاهان شيعه باشند . پس فرمود : و هرجا كه ميل كرده آن شاخ ميل نموده با آن شاخ تابع فرمانبردار با اين‌كه اللّه تعالى ، و مر او راست حمد و سپاس كه زود باشد كه جمع كند ايشان را همچو قطعه‌هاى ابر پائيز ، پس بدان كه وجه شبه ظاهر اين باشد كه از هر طايفه گروهى و از هر قبيله چند نفرى جمع و متفق گشته ، معاون هم باشند تا آنچه منظور بوده ، به عمل توانند آورد و بر متتبّعان آثار و اخبار بايد ظاهر و هويدا باشد كه از مؤمن و كافر ، از نيك و بد به هم متفق نشدند براى سيدى شيعه حسينى نسبى كه كارى از پيش تواند برد . و كوه الوند را كه طواد سنّيه - كنايه ازو بوده باشد از پيش - برنداشت الّا شاه اسماعيل جنت آرامگاه و اولاد امجادش از آل صفويه حسينيه - صلى اللّه عليه و آله - ايّد اللّه تعالى جيوشهم و شدد اركانهم و اتصل دولتهم بدولة القايم
هامش
( 1 ) . كافى : 1 / 334 ، اكمال الدين : 2 / 339 .