- عليهم السلام - و كسانى كه تابع پيروى و دين ايشان باشند . و اين ظاهر است از كردار و گفتار شاه جنّت مكان و اولاد او و مظلوم بودن او و شيعيان ايشان .
و مؤيد اين است روايت عبد اللّه عجلان از ابى جعفر - عليه السلام - كه فرمود : در باب آيه مذكوره كه : هى فى القايم - عليه السّلام - و اصحابه . پس ملاحظه نماييد و با خود فكر كنيد كه آيا صادق مىآيد بر شما اصحاب بودن آن جناب يا نه ؟ پس اگر صادق باشد خواهد بود اين امر براى شما ، و اگر نباشيد نخواهد بود .
و باز مؤيد است آنچه عرض شد روايتى كه علامه در منهاج الكرامه در حكايت پدرش با هلاگوخان و امان طلبيدن آن . پس امان دادن هلاكوخان و گفتن پدر علامه كه جناب امير فرمود : ثم يدفع ظفره ( اى تركان ) الى رجل من عترتى يقول بالحق و يعمل به ، پس دفع دولت نشد از اولاد هلاگو و تركان به سيدى كه از عترت آن جناب باشد .
مگر پادشاه مرحوم مغفور .
و مؤيد دولت آن جناب است آنچه در فقره دعاى عاشورا از جناب صادق - عليه السّلام - روايت نمودهاند . آنجا كه مىفرمايد : أعل اللّهمّ كلمتهم و أفلج حجّتهم و اكشف البلاء و اللاواء و حنادس الاباطيل و العمى عنهم و ثبّت قلوب شيعتهم و حزبك على طاعتك و ولايتهم و نصرتهم و موالاتهم و أعنهم و امنحهم الصّبر على الاذى فيك و اجعل لهم أيّاما مشهودة ( از اينجاست غافل مشو ) و أوقاتا محمودة مسعودة يوشك فيها فرجهم و توجب فيها تمكينهم و نصرهم كما ضمنت
رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: محمد يوسف ناجى
ص١٢٨