به قدر وسع و امكان و ترا گمان اين نشود كه اين خبر آحاد است ، يا گويى ضعيف است كه اين موافق كتاب خداست و احاديث بسيار مؤيد اين است و اگر كسى خواهد چگونگى اين را قلمى نمايد ، رساله على حده شود .
بههرحال پس حكّام ، از راه حكم و سلطنت منع را جارى نفرمايند ، بلكه از راه امر بمعروف و نهى از منكر آنچه فرموده جارى نمايند تا مثاب باشند و الّا از راه تحكّم و سلطنت معاقب خواهند بود .
و بايد وقت جارى نمودن احكام ، نحوى غضب نمايد به گناه كار كه اگر آن گناه را خود كرده باشد ، بر خود چقدر غضبناك مىشود .
اگر زياد بر آن نمايد همان علّو و ظلم و سلطنت است و حكم غاصب بهم مىرساند و معاقب است ، چرا كه عدل نكرده و از حدّ خدا تجاوز نموده .
و جناب الهى مىفرمايد :
فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِما كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ
« 1 » .
و لهذا جناب امير المؤمنين - عليه السّلام - مىفرمايد در خطبه ذى قار كه در آخر روضه كافى مذكور است كه : إنّ اللّه تبارك و تعالى بعث محمّدا - صلّى اللّه عليه و آله - بالحقّ ليخرج عباده من عبادة عباده إلى عبادته و من عهود عباده إلى عهوده و من طاعة عباده إلى طاعته و من ولاية عباده إلى ولايته بشيرا و نذيرا و داعيا إلى اللّه بإذنه و سراجا منيرا عودا و بدءا و عذرا و نذرا . . . پس بعد از طول كلام و
هامش
( 1 ) . احقاف : 20 .