صبح بامى
( 82 ، 9 ) ، بام مخفّف بامداد است ( برهان ) ، پس مقصود از صبح بامى گويا صبح بامداد است يعنى سپيده دم
( early morning )
،
ضمان
( 31 ، 11 ) ، بمعنى مالى و نقدى كه به جهت تأمين گرفته باشند ،
( security - )
، بسيار مكرّر در تأريخ بيهقى ( 14 ، 6 ، 22 : 398 ، 6 :
420 ، 20 : 488 ، 21 : 548 ، 17 : 685 ، 20 ) ،
طرغان بست
( 347 ، 8 ) ، اين كلمه در هيچيك از فرهنگها موجود نيست ، فاضل اديب سر دنيسن روس
( Sir Denison Ross )
ناظر مدرسهء السنهء شرقيّه در لندن گمان كرده است كه كلمهء طرغان گويا از مصدر طيرمك مشتق است كه معنى آن گرد كردن
( to collect - )
است و طرغان يا طرگن . ( ) بمعنى انبوه و جمعيّت باشد و « چريك طرگنى » ( ) بمعنى انبوه لشكر در قوداتقو بيليك
( Kudatku Bilik )
يافت مىشود ، پس طرغان بستن بمعنى گويا لشكر گرد كردن است و اللّه اعلم ،
طشت و خايه
( 302 ، 1 ) ، نوعى از بازى است و آنچنان است كه بيضه را خالى كنند و از شبنم پر سازند [ و بجاى شبنم سيماب نيز كنند ] و راه آن را محكم ساخته در هواى گرم در تشت مسى گذارند و اگر هوا گرم نباشد اندكى آتشى در زير طشت نهند چون طشت گرم شود بيضه باصول راه بالا برقص درآمده بجانب هوا پرّان گردد تا از نظر غايب شود ( فرهنگ فولرس ) ،
طلب طلب
( 219 ، 22 ) ، بمعنى گروه گروه ،
عرا
( 409 ، 3 ) ، معنى اين كلمه در تأريخ الشّطرنج ( ص 225 ) در الفاظ ذيل است :