تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧

جبرين

( 240 ، 12 ) - جبرئيل ،

جزكه

( 11 ، 12 ) - جز ،

جيحون

( 25 ، 19 ) ، « بطور اسم جنس بمعنى مطلق رودخانهء بزرگ » ر ك براى شواهد ديگر به مقدّمهء ميرزا محمّد قزوينى بر جلد دوّم از تأريخ جهانگشاى ص ى ،

چاشت ، پيش از آنك او شام خوردى برو چاشت خورد

( 254 ، 22 ) ، يعنى پيش از آنك او فرصت زدن بيابد او را بزد يا پيش از آنك او مكر خود را انديشد اين مكر خود را به عمل آورد ، « پيش از آنك اهل بغداد شام خوردند وزير را چاشتى چاشنى بدادند » ( تأريخ جهانگشاى ج 2 ص 33 و جت ذكر سلاطين خوارزمشاه ) ،

چرب دستى

( 325 ، 3 ) - چابك دستى و هنرمندى ، ر ك به مرزبان‌نامه ( 7 ، 14 : 41 ، 19 : 56 ، 10 ) ، تأريخ بيهقى ( 339 ، 8 ) ،

چربذ

( 416 ، 1 ) از چربيدن بمعنى غالب شدن ( برهان ) ،

چرخشت

( 425 ، 15 ) و نيز چرخست ( با سين مهمله ) بمعنى چرخى و حوضى است كه انگور در آن ريزند و بمالند تا شيرهء آن برآيد ( برهان ) ، ر ك به ديوان منوچهرى ( 55 ، 3 : 155 ، 1 : 165 ، 4 : 169 ، 4 : 186 ، 16 ) ،

چشم زخم

( 27 ، 9 ) بمعنى زمان اندك و به عربى - طرفة العين ، « هركه بخوابانذ چشم خويش از حرام كردهء خذاى يك چشم زخم هرگز در جملهء عمر بذو راه نيابذ ( تذكرة الاولياء ج 1 ص 262 ) ، « كس بوذ كه در سه روز بمكّه روذ و باز آيذ . . . . و كس بوذ كه در شبى و كس بوذ كه در چشم زخمى » ( ايضا ج 2 ص 233 ) ،

حراره

( 161 ، 10 ) ، حراره كردن ، حراره در اصل لغت بمعنى گرمى و